تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢

سيد على خان مشعشعى

سيد على خان مشعشعى حويزى پسر سيد خلف بن سيد عبد المطلب از سادات موسوى و معروف به مشعشعى است . وى اهل حويزه و يكى از حاكمان آنجا بود علاوه بر نسب درخشانش آراسته به جامه‌هاى نورانى فضل و دانش و علم و ادب و شعر بود . در آثار او جز تبليغ دين خدا از توحيد و نبوّت و امامت و ديگر عقايد راستين ديده نمىشود . شيخ حرّ عاملى او را دانشمندى فاضل و شاعرى اديب و جليل القدر معرفى كرد . و صاحب رياض العلماء نيز او را ستوده است . سيّد على تأليفات زيادى در علم و ادب و دين به جاى گذاشته كه عبارتند از : « النور المبين فى الحديث » در 4 جلد در اثبات نص بر حقانيت على ( ع ) ، تفسير القرآن الكريم كه به نام « منتخب التفاسير » معروف است . « خير المقال » كه شرح قصيده‌ى مقصوره اوست در موضوع ادبيّات و نبوّت و امامت « نكت البيان » مجموعه‌اى است شامل برگزيده‌ى مطالب چهار تاليف ياد شده ، ديوان اشعار موسوم به « خير جليس و نعم انيس » و . . . سيّد على در سال 1088 ه . ق درگذشت و شهاب حويزى در مرگ او مرثيه گفت كه در ديوان اشعارش موجود است . « 1 » * * *

رثاى اهل بيت ( ع ) :

1 - أرجو من الدّهر الخؤون و دادا * و أرى الخليفة يخلف الأوعادا
2 - يا دولة ما كنت أحسب انّني * أشقى بها و غدا الشّريف عمادا
3 - و لعلّه مع لطفه لم ينولى * خلفا و لكن دهرنا ماجادا
4 - و إذا هبطت عن العلا بفضائلي * فتعجّبوا ثم انظروا من سادا ؟ !
5 - يا درّة بيعت بأبخس قيمة * قد صادقت في ذا الزّمان كسادا
6 - دهر يحطّ الكاملين و يرفع * الأنذال و الأوباش و الأوغادا
1 - من از روزگار ، چشم دوستى داشتم ، لكن مىبينم كه به همه‌ى وعده‌هاى خود خلف مىورزد . 2 - من از دولت روزگار انتظار نداشتم ، كه اين‌چنين تيره‌روز باشم ، در حالىكه شرافت ، بايد اساس كار باشد . 3 - شايد روزگار ، فقط مرا هدف قرار نداده بلكه شيوه‌ى كهن او همين بىوفايى است . 4 - هرگاه از بلنداى انديشه ، به اين فضايلى كه من مىخواهم بيان كنم بنگريد ، آنگاه است كه تعجّب خواهيد كرد كه چه كسى سرور و پيشوا است . 5 - اى گوهر تابناكى كه در روزگار ما ، به كمترين بها فروخته مىشود و بازارش كساد پيدا كرده است . 6 - اين زمانه‌اى است كه كاملان را پست مىدارد و اوباش و فرومايگان را برمىكشد .
7 - لو كان في ذا الدّهر خير ما علا * التيمىّ بعد المصطفى أعوادا
8 - و يذاد عنها حيدر مع أنّ خير * الخلق صرّح « في الغدير » و نادا
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 11 ، ص 312 و 313 . اعيان الشيعه ؛ ج 30 ، ص 20 - 37 . ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 134 و 135 .