چكامهى ديگر : « 1 »
1 - و لو لا حسام المرتضى أصبح الورى * و ما فيهم من يعبد اللّه مسلما
2 - و أبناؤه الغرّ الكرام الاولى بهم * أنار من الاسلام ما كان مظلما
3 - و اقسم لو قال الأنام بحبّهم * لما خلق الربّ الكريم جهنّما
4 - و ما منهم إلا إمام مسوّد * حسام سطا بحر طما عارض هما
1 - هرگاه شمشير على ( ع ) نبود ، مردم صبح كه از خواب برمىخاستند ، كسى را كه بر خدا عبادت كند ، نمىيافتند .
2 - فرزندان على ( ع ) همگى بزرگواران و نيكانى بودند كه به وجود آنان هرچه از اسلام تاريك بود ، روشن گشته است .
3 - من سوگند مىخورم كه هرگاه مردم بر اين خاندان ، مهر مىورزيدند ، خداى كريم جهنم را نمىآفريد .
4 - افراد اين خاندان ، يا امامى بزرگوار ، يا شمشيرى حمله برنده ، يا دريايى مواج ، يا چهرهاى اشكبار بودند .
5 - فافزع إلى مدح ألامين فإنّما * لأمانه البلد الأمين أمين
6 - و أخيه وارث علمه و وزيره * و نصيره في الحرب و هو زبون
7 - و بنيه أقمار الهدى لو لاهم * لم يعرف المفروض و المسنون
5 - به مدح و ستايش پيامبر امين پناهنده شو ، او كسى است كه در بلد الامين چهرهى شناخته و امينى است .
6 - و نيز به دامان برادرش و وارث علم و وزير و ياور پيامبر ( ص ) در جنگهاى سخت پناه ببر .
7 - و به درگاه فرزندان او پناه ببر ، كه همگى اقمار هدايت بودند و هرگاه وجود نداشتند فرائض و سنن دين خدا شناخته نمىشد .
8 - و صيّرت خير المرسلين وسيلتي * و ألزمت نفسي صمتها و وقارها
9 - و عترته خير الأنام و فخرهم * أبت أن يشقّ العالمون غبارها
8 - بهترين پيامبر را وسيلهى رستگارى خود قرار داده و بزرگى و وقار اين را بر خود برگزيدم .
9 - و خاندان او بهترين مردمانند و در افتخار ايشان اين بس كه ديگر دانشمندان به خاك پاى آنها نمىرسند .
10 - و صيّر وسيلتك المصطفى * الأمين أبا القاسم المؤتمن
11 - و صنو الرّسول و من قد علا * على كتفه يوم كسر الوثن
12 - و بضعته و إمامي الشهيد * من بعد ذكر إمامي الحسن
13 - و بالعترة الغرّ أرجو النجاة * فحبّهم لي أو في الجنن
10 - به دامن ابو القاسم مصطفى آن امين مورد اعتماد ، چنگ بزن و توسّل كن .
11 - و به دامن يار پيامبر ( ص ) كه در روز شكستن بتها بر دوش پيامبر قرار گرفت .
12 - و به دختر پيامبر و امام شهيد و امام حسن ( ع ) توسّل كن .
13 - و به عترت بزرگوار او كه اميد نجات آنها دارم ، و دوستى آنها بهترين مايهى نجات من است .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 314 .