7 - فأظهر العطف على عبده * بمنطق يزرى بنظم اللآل
8 - فيالها من ليلة نلت في * ظلامها ما لم يكن في خيال ؟
9 - أمست خفيفات مطايا الرّجا * بها و أضحت بالعطايا ثقال
10 - سقيت في ظلمائها خمرة * صافية صرفا طهورا حلال
11 - و ابتهج القلب بأهل الحمى * و قرّت العين بذاك الجمال
12 - و نلت ما نلت على أنّنى * ما كنت استوجب ذاك النّوال
7 - و او بر اين هوادار خاكسارش ، با گفتار و نوازشى كه نظم مرواريد را كنار مىزد ، تفقّدم كرد .
8 - خدايا ، چه شب گرانقدرى كه در ظلمت آن به سعادتى كه هرگز در خيال نمىگنجد نائل شدم .
9 - كاروانهاى اميد و آرزو به آرمان رسيدند و عطاياى گرانى بر ما لطف كردند .
10 - « دوش در ظلمت شب آب حياتم دادند » و با بادهى حلال خوشگوارى كه بس زلال بود ، پذيرايى شدم .
11 - دل من با ديدار آن بزرگواران شادمانه و ديدهام به نور جمالشان روشن شد .
12 - در آن شب من به چنين سعادتى نائل گشتم ، و اقرار دارم كه شايستهى چنين دهش و عطايى نبودم .