شيخ بهايى
محمّد بن حسين معروف به بهاء الدّين عاملى و معروف به « شيخ بهايى » و منسوب به جبل عامل يكى از چهرههاى برجستهى تاريخ اسلام است . وى از اكثر علوم روزگار خويش بهرهى كامل داشت . اين دانشمند فرهيخته عهد شاه عباس به سال 953 ه . ق در بعلبك متولّد شد . پدرش عز الدّين حسين در سال 966 به ايران مهاجرت كرد و او نيز به همراه پدر به ايران آمد و بهاء الدّين در ايران نشأت يافت و سالها چون خورشيد در حوزهى پربار علمى اصفهان درخشيد .
شيخ بهائى در 12 شوال 1031 ه . ق در اصفهان بدرود حيات گفت . جنازهى او را به مشهد منتقل و در جوار حرم مطهر حضرت على بن موسى الرّضا ( ع ) دفن كردند . شيخ بهائى تأليفاتى به فارسى و عربى دارد كه مجموع آنها به 88 كتاب و رساله بالغ مىشود . او به علاوهى كتب مختلف علمى ، در شعر فارسى و عربى آثار ارزشمندى برجاى نهاده است .
بعضى از آثار او عبارتند از : دو مثنوى فارسى « نان و حلوا » و « شير و شكر » ، « جامع عباسى » ( فقه ) ، « خلاصة الحساب » ، « تشريح افلاك » ، « كتاب اربعين » به عربى و « كشكول » كه مجموعهاى است از نوادر حكايات علوم و اخبار و امثله و اشعار عربى و فارسى . « 1 »
* * *
مصابك يا مولاي أورث حرقة * و أمطر من اجفاننا هاطل المزن
فلو لم يكن رب السماء منزّها * عن الحزن قلنا انه لك في الحزن « 2 »
آقاى من ! مصائب تو آتشى در دلم بر جاى نهاد و از ديدگانم باران بسيار فرو ريخت .
اگر خداوند آسمانها ( و زمين ) از اندوه منزّه نمىبود ، مىگفتيم كه او نيز براى تو اندوهناك شد .
* * *
1 - يا كراما صبرنا عنهم محال * إنّ حالى بعدكم في شرّ حال
2 - إن أتى حيّكم ريح الشمال * صرت لا أدري يميني من شمال
1 و 2 - اى بزرگوارانى كه از دورى شما محال است كه شكيبا باشيم . پس از شما من در بدترين احوال به سر مىبرم . هر گاه باد شمال بوى شما را به من آورد ، من سر از پا نمىشناسم .
* * *
3 - لا تلوموني على فرط الضجر * ليس قلبي من حديد أو حجر
4 - فات مطلوبي و محبوبي هجر * و الحشافي كلّ آن باشتعال
3 - مرا بر دلتنگى و فراوانى اندوهم نكوهش نكنيد ، دل من از آهن و سنگ نيست .
4 - مطلوب من از دست رفته ، و يار و دلبرم از من دور افتاده است ، و هر لحظه جگرم شعله مىكشد .
* * *
هامش
( 1 ) - الاعلام زركلى ؛ ج 3 ، ص 889 . رياض العارفين ؛ ص 45 . ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 95 - 101 . با تلخيص .
( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 5 ، ص 94 .