تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
6 - ليت شعري ما عذر عبد محب * جامد الدّمع ساكن الأحشاء
1 - چگونه با آنكه حضرت سيد الشهداء در سرزمين كربلا به درجه‌ى شهادت رسيد ، دوستان آن حضرت از گريه خوددارى مىكنند . 2 - جدّ آن حضرت ، پيامبر برگزيده‌ايست كه امين وحى خدا و خاتم پيامبران بوده است . 3 - پدرش برادر رسول خدا ( ص ) و آيت خدا و سيّد اوصياء پيامبران است . 4 - مادر پاك‌گوهر او پاره‌ى تن پيامبر و برادر او برگزيده اوليا و برگزيدگانست . 5 - اى واى از اين مصيبت كه بر اثرش دين به خاك مذلت و تيره‌روزى نشست . 6 - اى كاش مىدانستم چه عذرى خواهد آورد بنده‌اى كه آرامش دارد و در اندوه او نمىگريد .
7 - و ابن بنت النبي أضحى ذبيحا * مستهاما مرملا بالدماء
8 - و حريم الوصي في أسر ذلّ * فاقدات الآباء و الأبناء
9 - و عليّ خير العباد أسير * في قيود العدى حليف العناء
10 - مثل هذا جزاء نصح نبيّ * كلّ عن نعته لسان الثناء
11 - أسس السابقون بيعة غدر * و بنى اللاحقون شرّ بناء
12 - حرفوا بدلوا اضاعوا اقاموا * بدعا بالعناد و الشحناء « 1 »
7 - چگونه نگريد و حال آنكه فرزندزاده‌ى پيامبر خدا شهيد شده و در حالىكه از كار مردم بىحقيقت حيرت‌زده گرديده ، به خون خود آغشته شده است و او را سر بريده و خون‌آلود ، بر خاك رها كرده‌اند . 8 - و حريم وصّى رسول خدا و پردگيان او ( زنان خاندان على « ع » ) در بند اسيرى و ذلّت درآمده و پدران و فرزندان خود را از دست داده‌اند . 9 - و حضرت سجّاد ( ع ) كه از بهترين بندگان خداست اسير گرديده و با كمال رنج و ناراحتى در زنجير كافران درآمده است . 10 - آرى اين اعمال ناپسند نتيجه‌ى زحمت و رنجى بوده كه رسول خدا در هدايت آنان تحمّل كرد ، آن رسولى كه زبان ستايش از نيايش او عاجز است . 11 - پيشينيان اين قوم اساس بيعت خيانت را نهادند و آيندگان بر آن اساس بناى تبهكارى بالا بردند . 12 - آرى دين خدا را تحريف كردند و سنّت پيامبر ( ص ) را تغيير دادند و دين را تباه گردانيدند و حقوق اهل بيت را نابود ساختند و از سر كينه و بدخواهى بدعت‌هاى دشمنى و بدبخت‌كننده رواج دادند . * * *
1 - يا خليليّ باللطيف الخبير * و بودّ أضحى لكم في الضمير
2 - خصصا بالثنا إماما جليلا * و خليلا أضحى عديم النضير « 2 »
1 و 2 - اى دو دوست من به آن خدايى كه به آفريدگان خود مهربان است و از راز درون همگان اطلاع دارد و به آن دوستى كه از شما در دل دارم ستايش و نيايش خود را ويژه‌ى پيشوايى قرار دهيد كه بزرگوار و ارجمند و بىنظير است .
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 87 . ( 2 ) - همان ، ص 89 .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 437 | مرضيه محمدزاده