مغامس بن داغر حلّى
شيخ مغامس پسر داغر حلّى از شعراى قرن نهم كه وابسته به يكى از تيرههاى تازيان است كه در اطراف فراخسراى حلّه به سر مىبردند و او خود براى فراگرفتن آموزشها به حلّه رفت و در همانجا به سال 850 ه ق از دنيا رفت .
وى از كسانى است كه با دلباختگى خويش در راه دوستى خاندان پيامبر سرودههاى بسيارى دارد و سرودههايش نشان مىدهد كه گذشته از چيرهدستى در همهى زمينههاى سرايندگى در پهندشت سخنورى نيز راهى دراز پيموده است . استاد سماوى با گردآورى آنها ديوانى به نام وى فراهم كرده كه به 1350 بيت مىرسد و شايد آنچه از سرودههاى وى از بين رفته بسى بيش از اينها باشد . پدرش از سرايندگان و دوستداران خاندان رسالت ( ع ) بود و فرزند خويش را بر دوستى آنان پرورش داد . « 1 »
* * * قصيدهاى با 92 بيت در مدح و رثاى خاندان رسول اللّه و سيّد الشّهداء ( ع ) دارد ابياتى را كه در مورد امام حسين ( ع ) است را در اينجا مىآوريم : « 2 »
1 - كيف السّلامة و الخطوب تنوب * و مصائب الدنيا الغرور تصوب ؟
2 - إنّ البقاء على اختلاف طبائع * و رجاء أن ينجو الفتي لعصيب
3 - العيش أهونه و ما هو كائن * حتم و ما هو و اصل فقريب
4 - و الدهر أطوار و ليس لأهله * إن فكّروا في حالتيه نصيب
5 - ليس اللبيب من استغرّ بعيشه * إنّ المفكّر في الامور لبيب
1 - با اينكه ناگوارىها يكى بر جاى ديگرى مىنشيند و گرفتارىهاى جهان فريبنده بر سر ما مىريزد چگونه مىتوان با تندرستى زيست ؟
2 - پايدارى بر چندگانگى سرشتها و اميد به رهايى براى مرد دشوار مىنمايد .
3 - سادهترين زندگى و آنچه اكنون هست جاى چون و چرا ندارد و آنچه مىرسد نيز دور نيست .
4 - روزگار ، دگرگونىهايى را در خود نهفته و اگر بينديشيد در هيچكدام از رنگها براى دلدادگانش بهرهمندى به بار نمىآورد .
5 - آنكسكه فريب زندگى را بخورد خردمند نيست . خردمند آن است كه در كارها بينديشد .
6 - يا غافلا ! و الموت ليس بغافل * عش ما تشاء فانّك المطلوب
7 - أبديت لهوك إذ زمانك مقبل * زاه و إذ غضّ الشباب رطيب
8 - فمن النصير على الخطوب إذا أتت * و علا على شرح الشباب مشيب
9 - علل الفتى من علمه مكفوفة * حتى الممات و عمره مكتوب
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 296 .
( 2 ) - الغدير ؛ ج 7 ، ص 26 و 27 . ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 298 - 300 .