تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
76 - يشفيك إذ منه يسقيك بوابل * عذب له أرج يحاكي المندلا « 1 »
71 - تا آنگاه كه براى راه بردن شتران نى مىنوازند و سوارگان بر چارپايان مىنشينند ، فرزندان اميه را نفرين خواهم كرد . 72 - زياد « 2 » و يزيدشان را نفرين مىسرايم و پروردگارم نيز كيفرهاى زيادترى بر آنان فروخواهد فرستاد . 73 - رويشان سياه باد ! با خاندان محمّد ( ص ) چنان رفتارى نمودند كه گردنكشان پيشين نيز روا نداشته بودند . 74 - با اشكهاى خونينى بر حسين ( ع ) خواهم گريست كه خاكهاى خشك را تر سازد . 75 - اى كرانه‌ى فرات ! بارانى از سرشك‌ها در پيرامون خاك تو متراكم مىگردد كه به يارى آن ابرها به گردش در مىآيد . 76 - ابرهايى دارد نزديك به زمين ، سوار بر هم ، به هم پيوسته با آذرخش‌هايى بلند كه اشكى پياپى را روان مىگرداند . 77 - آن‌گاه كه تو را با رگبار گواراى خود - كه از خوشبويى به مشك مىماند - سيراب مىسازد ، دردهايت را درمان خواهد كرد .
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 7 ، ص 903 . ( 2 ) - از تبهكارترين دژخيمان معاويه كه فرزند ناپاك او « ابن زياد » نيز با كشتارهاى دژخويانه‌ى خود از شيعه و پيشوايان آن ، روى پدر را هرچه سياه‌تر گردانيد .