ابن داغر قصيدههاى طولانى ديگرى در مدح و رثاى اهل بيت دارد كه در جنگهاى ادبى موجود است بعضى از ابيات آن را در اينجا مىآوريم :
1 - لغيرك يا دنيا ثنيت عناني * و ذاك لأمر عن غناك عناني
2 - لبني الهادي مناحي * في غدوّي و رواحي
3 - صاح ما قلبي بصاح * ما لحزني من براح
4 - هجر الغمض و سادي * و كوى الحزن فؤادي
5 - فحياتي في نكادي * لقتيل ابن زياد
6 - ليتنى كنت فداء للحسين * و هو بالطفّ قطيع الودجين
7 - ينظر الشمر به عين و به عين * ينظر النسوة بين العسكرين « 1 »
1 - جهانا افسار كار خويش را به دست ديگرى سپردم و اين براى آن بود كه از بخشش و توانگرىات به رنج افتادم .
2 - اشكهاى پياپى خود را در هر شامگاه و بامداد بر فرزندان پيامبر راهنما فرومىريزم .
3 - اى دوست ! پردهى غم از چهرهى دلم بر كنار نرفته و اندوه من پايان نمىپذيرد .
4 - خواب از بسترم گريخته و اندوه دلم را مىسوزاند .
5 - در ماتم آن را كه پسر زياد كشت ، زندگى من با سختى مىگذرد .
6 - كاش من فداى حسين مىشدم كه در كربلا رگهاى گردنش را بريدند .
7 - با چشمى شمر را مىنگرد و با چشمى پردگيان خود را در ميان دو سپاه .
* * *
مدح اهل بيت ( ع ) :
1 - حيّا الإله كتيبة مرتادها * يطوى له سهل الفلا و وهادها
2 - قصدت أمير المؤمنين بقبّة * يبنى على هام السّماك عمادها
3 - وفدت على خير الأنام بحضرة * عند الآله مكرّم وفّادها
4 - فيها الفتى و ابن الفتى و اخو الفتى * أهل الفتوّة ربّها مقتادها
5 - فله الفخار قديمه و حديثه * و الفاضلات طريقها و تلادها
1 - درود خدا بر گروهى باد كه در برابر خواستههاى آن فرازونشيب بيابان درهم نورديده مىشود .
2 - آهنگ ديدار از فرمانرواى گروندگان ( امير المؤمنين ) را در بارگاهى كه پايهى ستونهاى آن را بر پيشانى اختران سپهر نهادهاند .
3 - بر بهترين مردم و در آستانى گام مىنهند كه روى آرندگان به آنجا در نزد خداوند گرامىاند .
4 - در آنجا است جوانمرد جوانمردزاده و برادر جوانمردى ديگر و شايستهى جوانمردى و خداوندگار و پيشواى آن .
5 - هر سرافرازى كه بيانگارى از كهنه و نو ويژهى اوست و همهى برترىها از آغاز تا انجام در قرآن او نگاشته مىشود .
6 - مولى البريّة بعد فقد نبيّها * و إمامها و همامها و جوادها
هامش
( 1 ) - الغدير ؛ ج 7 ، ص 29 .