22 - ما أنت إلّا كربة و بلّية * كلّ الأنام بهولها مكروب
23 - لهفي عليه و قد هوي متعفّرا * و به اوام فادح و لغوب
24 - لهفي عليه بالطفوف مجدّلا * تسفي عليه شمال و جنوب
25 - لهفى عليه و الخيول ترضّه * فلهنّ ركض حوله و خبيب
21 - كربلا ! آيا دخترزادهى پيامبر آشكارا در خاك تو كشته مىشود ؟ چه شگفتىها از اين بايد داشت .
22 - تو را جز كرب و بلا ( رنج و گرفتارى ) نتوان ناميد كه همهى مردم از هراسش آزردهدلند .
23 - بر او اندوه مىبرم كه با آن تشنگى سخت و توانفرساى سرنگون شد و بر خاك خفت .
24 - بر او اندوه مىبرم كه در كرانههاى فرات افتاده و باد شمال ازاينسوى و آنسوى خشوخاشاك بر پيكر او مىپاشيد .
25 - بر او اندوه مىبرم كه ستوران استخوانهاى او را درهم كوفتند و در پيرامون او پاى به زمين كوبيدند و به تاخت پرداختند .
26 - لهفي له و الرأس منه ممّيز * و الشيب من دمه الشريف خضيب
27 - لهفي عليه و درعه مسلوبة * لهفي عليه و رحله منهوب
28 - لهفي على حرم الحسين حواسرا * شعثا و قد ريعت لهنّ قلوب
29 - حتّى إذا قطع الكريم بسيفه * لم يثنه خوف و لا ترعيب
30 - للّه كم لطمت خدود عنده * جزعا و كم شقّت عليه جيوب
26 - بر او اندوه مىبرم كه سرش را جدا كردند و موى چهرهاش را از خون پاكش رنگين ساختند .
27 - بر او اندوه مىبرم كه زره از تن او بهدر كرده و سراپردههايش را به يغما بردند .
28 - بر پردگيان حسينى اندوه مىبرم كه ماتمزده و پراكنده چنان شدند كه دلها براى آنها به هراس افتاد .
29 - ولى تا آنگاه كه سر از پيكر او با تيغ بريدند هيچگونه بيمى او را از راه خود بازنگردانيد .
30 - خدا را كه چه بسيار چهرهها از سر بىتابى در برابرش سيلى خورد و گريبانها چاك زده شد .
31 - ما أنس إن أنسى الزكيّة زينبا * تبكي له و قناعها مسلوب
32 - تدعو و تندب و المصاب تكظّها * بين الطفوف و دمعها مسكوب
33 - ءأخيّ بعدك لا حييت بغبطة * و اغتالني حتف إليّ قريب
34 - ءأخيّ بعدك من يدافع جاهلا * عنّي و يسمع دعوتي و يجيب
35 - حزني تذوب له الجبال و عنده * يسلو و ينسي يوسفا يعقوب
31 و 32 - هرچه را فراموش كنم ، زينب پاك را از ياد نمىبرم كه مىگريست ، روسرى او را ربوده بودند و خداى را مىخواند و زارى مىكرد و ناگوارىها در كرانههاى فرات او را اندوهگين ساخته و سرشك وى روان بود .
33 - برادرم ! پس از تو زندگى خوشى نخواهم داشت و مرگى زودرس به ناگهان مرا درخواهد يافت .
34 - برادرم ! پس از تو كيست كه اين نادانان را از سر من دور سازد ؟ آواز مرا بشنود و پاسخ گويد ؟
35 - اندوه من كوهها را مىگدازد و ياد يوسف را از دل يعقوب بهدر مىبرد .
* * *