تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
97 - و أبكيكم مادمت حيّا فان أمت * ستبكيكم بعدي المراثي و الشعر
98 - عرائس فكر الصالح بن عرندس * قبولكم يا آل طه لها مهر
99 - و كيف يحيط الواصفون بمدحكم * و في مدح آيات الكتاب لكم ذكر ؟
100 - و مولدكم بطحاء مكّة و الصّفا * و زمزم و البيت المحرّم و الحجر
101 - جعلتكم يوم المعاد وسيلتي * فطوبي لمن أمسي و أنتم له ذخر
102 - سيبلي الجديدان الجديد و حبّكم * جديد بقلبي ليس يخلقه الدّهر
103 - عليكم سلام اللّه ما لاح بارق * و حلّت عقود المزن و انتشر القطر
96 - اى آنان‌كه در هنگام دشوارىها پشتيبان منيد ! چون دهه‌ى محرّم روى آرد از سر اندوه بر شما مىگريم و زارى مىنمايم . 97 - تا آنگاه كه خود زنده‌ام بر شما گريه خواهم كرد و پس از مرگم نيز سروده‌ها و سوگنامه‌هايم بر شما خواهند گريست . 98 - اى خاندان طه ! عروسانى كه از پرده‌ى انديشه صالح پسر عرندس روى نمود . با پذيرفته‌شدن در پيشگاه شما كابين خود را گرفته‌اند . 99 - گويندگان چگونه توانند منش و ستايش شما را بنمايند ، كه ستايشگر نام شما فرازهاى قرآن است . 100 و 101 - زادگاه شما ريگزار مكه است و صفا و زمزم و خانه‌ى ارجمند خداوند و سنگ آن براى بازگشت پس از مرگ شما را دست‌افزار رستگارى گردانيدم و خنك كسىكه شما اندوخته و پشتوانه‌ى او باشيد . 102 - هر تازه‌اى كه بماند كهنه مىشود و مهر شما در دل من آن نو است كه روزگار كهنه‌اش نتواند كرد . 103 - تا آنگاه كه آذرخشى مىدرخشد و گره‌هاى ابر باز مىشود و دانه باران را مىپراكند درود خدا بر شما باد . * * *

سوگ امام حسين ( ع ) :

1 - بات العذول على الحبيب مسهّدا * فأقام عذري في الغرام و مهّدا
2 - و رأى العذار بسالفيه مسلسلا * فأقام في سجن الغرام مقيّدا
3 - هذا الذي أمسى عذولي عاذرى * فيه و راقد مقلتيه تسهّدا
4 - ريم رمي قلبي به سهم لحاظه * عن قوس حاجبه أصاب المقصدا
5 - قمر هلال الشمس فوق جبينه * عال تغار الشمس منه إذا بدا
1 - آن‌كه مرا در كار دلدادگىام سرزنش مىكرد دل به او باخت شب را بيدار ماند و ازآن‌پس بر شيفتگى من خرده نگرفت . 2 و 3 - آن چهره را كه همراه با زنجير زلف ديد در زندان عشق پاىبند كرد و چنين است كه سرزنشگر من پوزش مرا پذيرفته و خواب آرام از ديدگانش رخت بربسته است . 4 - آهويى سپيد بود كه دل مرا با تير نگاهش نشانه رفت ، ابرو را كمان گردانيد و تير را يك سر در ميان نشانه جاى داد . 5 - ماهى كه هلال خورشيد را بر بالاى پيشانى دارد و چون رخ مىنمايد آفتاب از شرمندگى روى مىپوشاند .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 403 | مرضيه محمدزاده