تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
83 - اگر آنان نبودند خداوند آدم را نمىآفريد و از اين همه مردم كه مىبينيم هيچكس جامه‌ى هستى نمىپوشيد . 84 - نه زمين هموار مىگشت ، نه آسمان برافراشته مىشد ، نه آفتاب رخ مىنمود و نه ماه در شب چهاردهم به پرتو افشانى برمىخاست . 85 - به يارى ايشان بود كه نوح چون خداى را خواند رهايى يافت . كارش گذشت و طوفانش باز ايستاد .
86 - و لو لاهم نار الخليل لما غدت * سلاما و بردا و انطفي ذلك الجمر
87 - و لو لاهم يعقوب مازال حزنه * و لا كان عن أيّوب ينكشف الضرّ
88 - و لان لداود الحديد بسرّهم * فقدّر في سرد يحير به الفكر
89 - و لمّا سليمان البساط به سرى * أسيلت له عين يفيض له القطر
90 - و سخرّت الريح الرّخاء بأمره * فغدوتها شهر و روحتها شهر
86 - اگر آنان نبودند ، آتش ابراهيم خنكى و تندرستى نمىگرديد و آن شراره‌ها خاموش نمىشد . 87 - اگر آنان نبودند اندوه يعقوب به پايان نمىآمد و رنجهاى ايوب دنباله‌دار مىگرديد . 88 - راز آنان بود كه آهن را بر دست داوود نرم كرد تا پاره‌هاى آن را به‌گونه‌اى در رشته كشيد كه انديشه را سرگردان مىدارد . 89 - و چون آن زيرانداز ، سليمان را به پرواز درآورد ديده‌اش چندان گريست تا زمين را تر كرد . 90 - به دستور آنان بر باد نرم چيره گرديد تا رفت‌وآمد خود را هركدام در يك ماه به انجام رساند .
91 - و هم سرّ موسى و العصا عند ما عصى * أو امره فرعون و التقف السّحر
92 - و لو لاهم ما كان عيسى بن مريم * لعازر من طىّ اللحود له نشر
93 - سري سرّهم في الكائنات و فضلهم * و كلّ نبىّ فيه من سرّهم سرّ
94 - علا بهم قدري و فخري بهم غلا * و لو لاهم ما كان في النّاس لي ذكر
95 - مصابكم يا آل طه ! مصيبة * ورزء على الإسلام أحدثه الكفر
91 - آنان بودند راز موسى و چوبدستى او در هنگامىكه فرعون از فرمانهاى وى سرپيچيد و جادوگران را فراهم آورد . 92 - اگر آنان نبودند عيسى پسر مريم نمىتوانست ايلعازر « 1 » را از ميان خشت‌هاى گور برپاى خيزاند . 93 - برترى و راز آنان در ميان پديده‌هاى جهان به گردش افتاد و واگير شد و در هر پيامبر ، رازى از رازهاشان جاى گرفت . 94 - من با دستيارىشان به پايگاهى بلند رسيدم تا سرفرازىام در آستانشان بسيار شد . اگر نبودند من نيز در ميان مردم نامى نداشتم . 95 - اى خاندان طه « 2 » ! ناگوارىهايى كه شما ديديد ، تلخىها و گرفتارىهايى بود كه حق‌كشىها براى اسلام پديد آورد .
96 - سأندبكم يا عدّتي عند شدّتي * و أبكيكم حزنا إذا أقبل العشر
هامش
( 1 ) - بنگريد به انجيل يوحنا باب 11 آيه 1 تا 46 و انجيل برنابا بخش 192 فراز 8 تا فراز 13 از بخش 194 . ( 2 ) - اين واژه - در زبان تازى - فرمان « آرام كن » را مىرساند و به گفته‌ى برخى نيز نامى است براى پيامبر كه در آغاز سوره‌ى « طه » آمده است .