56 - رمله « 1 » در سايهى كاخها آرميده بود و گوهر و زر بر گوشوارههاى او آويخته .
57 - واى بر يزيد از كيفر دوزخ ! و از آن هنگام كه فاطمهى پاك ، روى به پهن دشت رستاخيز نهد .
58 و 59 - بهگونهاىكه برخى از جامههايش از زهرى كه به حسن خوراندند سبز است و آنچه مىماند نيز از خون دومين دخترزادهى پيامبر سرخ . آوا در مىدهد و ديدگان مردم نگران است همهى دلها از فر و شكوه او لرزان .
60 - گلهى خويش را به آستان خداى بزرگ مىبرد با بانكى بلند ، و با پشتيبانى سرور ما على ( ع ) .
61 - فلا ينطق الطاغي يزيد بما جنى * و أنّي له عذر و من شأنه الغدر ؟
62 - فيؤخذ منه بالقصاص فيحرم النّع * يم و يخلى في الجحيم له قصر
63 - و يشدو له الشادي فيطربه الغنا * و يكسب في الكاس النّضار له خمر
64 - فذاك الغنا في البعث تصحيفه العنا * و تصحيف ذاك الخمر في قلبه الجمر
65 - أ يقرع جهلا ثغر سبط محمّد * و صاحب ذاك الثغر يحمى به الثغر ؟
61 - يزيد گردنكش از تبهكارى خويش ، سخنى بر زبان نمىآورد و مگر او را كه كارش نيرنگ و غدر است عذرى هم تواند بود ؟
62 - او را به سزاى بدىهايش مىرسانند ، از نيكىها بىبهره مىگردانند و كوخى را برايش در دوزخ تهى مىنمايند .
63 - چگونه سرودخوانان با خوانندگىشان او را شادمان مىداشتند و در پيمانههاى سيمين و زرين باده برايش مىريختند ؟
64 - آن غنا در روز برانگيخته شدن عنا « 2 » مىشود و اين خمر نيز جمر « 3 » كه در دل او برمىافروزند .
65 - آيا دندان دخترزادهى پيامبر را از سر نادانى مىكوبند ؟ مگر اين دندان كسى نيست كه خود پشتيبان مرز آئين به شمار مىرود .
66 - فليس لأخذ الثار إلّا خليفة * يكون لكسر الدّين من عدله جبر
67 - تحفّ به الأملاك من كلّ جانب * و يقدمه الإقبال و العزّ و النصر
68 - عوامله في الدارعين شوراع * و حاجبه عيسى و ناظره الخضر
69 - تظلّله حقّا عمامة جدّه * إذا ما ملوك الصيد ظلّلها الجبر
70 - محيط على علم النبوّة صدره * فطوبى لعلم ضمّه ذلك الصدر
66 - براى خونخواهى او جانشينى بايد تا شكستهايى را كه به كيش ما روى نموده با دادگرىاش جبران كند .
67 - فرشتگان از هر سوى پيرامون او را فراگيرند و خوشبختى و پيروزى و شوكت پيشاپيش او روان باشند .
68 - سرنيزهاش از خفتانها مىگذرد ، دربان او عيسى ( ع ) است و نگاهبانش خضر ( ع ) .
69 - به راستى دستار نياى وى سرش را مىپوشاند چنانكه پادشاهان شكارگر نيز در سايهى بخت بلند و سرنوشت نيكو مىآسايند .
70 - سينهى او پيرامون دانش پيامبر را فراگرفته و خوشا دانشى كه با آن سينه پيوند بخورد .
هامش
( 1 ) - رمله : دختر معاويه بن ابى سفيان .
( 2 ) - عنا : رنج .
( 3 ) - جمر : آتش .