45 - نيزههايى سخت را دراز كردند تا زندگى دخترزادهى پيامبر را درازتر سازند و اينجا بود كه جزر و مد يكى شد . « 1 »
46 - فغادره في مارق الحرب مارق * به سهم لنحر السبط من وقعة نحر
47 - فمال عن الطرف الجواد أخوالندى * الجواد قتيلا حوله يصهل المهر
48 - سنان سنان خارق منه في الحشا * و صارم شمر في الوريد له شمر
49 - تجرّ عليه العاصفات ذيولها * و من نسج أيدي الصافنات له طمر
50 - فرجّت له السبع الطباق و زلزلت * رواسي جبال الارض و التطم البحر
46 - در همين پيكار با بدكيشان يكىشان تيرى به سوى او افكند كه بر گردن دخترزادهى پيامبر نشست .
47 - كشتهى نيكمرد از اسب نيكويش جدا شد و جانور زبانبسته در پيرامون او به شيهه كشيدن پرداخت .
48 - سنان « 2 » سنان « 3 » پيكر او را دريد و شمشير شمر از رگ گردنش گذشت . بادهاى بسيار تند دامن خود را بر او افكندند .
49 - و اسبهايى كه بر اندام او راندند با تاروپود دست و پايشان پيراهنى كهنه بر آن دوختند .
50 - هفت گنبد گردون به تكان آمد ، كوههاى بلند و استوار ، لرزيدن گرفت و آشوب بر درياها چيرگى يافت .
51 - فيالك مقتولا بكته السّما دما * فمغبرّ وجه الأرض بالدّم محمرّ
52 - ملابسه في الحرب حمر من الدما * و هنّ غداة الحشر من سندس خضر
53 - و لهفى لزين العابدين و قد سرى * أسيرا عليلا لا يفكّ له اسر
54 - و آل رسول اللّه تسبى نسائهم * و من حولهنّ الستر يهتك و الخدر
55 - سبايا بأكوار المطايا حواسرا * يلا حظهنّ العبد في الناس و الحرّ
51 - هان ! اى جانباختهاى كه آسمان بر او خون گريست ! و چهرهى خاكآلود زمين با خونش سرخفام گرديد .
52 - جامههاى رزم او از خون سرخ شد ولى در فرداى رستاخيز از ابريشم سبز خواهد بود .
53 - بر زين العابدين دريغ مىخورم كه او را گرفتار كردند و همچنان در بند نگاهش داشتند .
54 - بانوان خاندان پيامبر دستگير گشتند و پرده و پوشش را از ايشان بازستاندند .
55 - بنديابى ماتمزده كه سوار بر ستوران مىگشتند و بنده و آزاد مردم آنان را مىديدند .
56 - و رملة في ظلّ القصور مصونة * يناط على أقراطها الدرّ و التبر
57 - فويل يزيد من عذاب جهنّم * إذا أقبلت في الحشر فاطمة الطّهر
58 - ملابسها ثوب من السمّ أسود * و آخر قان من دم السبط محمرّ
59 - تنادي و أبصار الأنام شواخص * و في كلّ قلب من مهابتها ذعر
60 - و تشكو إلى اللّه العلى و صوتها * على و مولانا على لها ظهر
هامش
( 1 ) - جزر و مد گذشته از آنچه دربارهى دريا به كار مىرود ، يكى كشته شدن را مىرساند و ديگرى دراز گرداندن را و اينجاست كه هنرنمايى سراينده در به كار بردن واژههاى دو پهلو آشكار مىشود .
( 2 ) - يكى از افزارهاى جنگ و كشتار .
( 3 ) - يكى از كشندگان امام حسين ( ع ) .