53 - قومى فرزندان على ( ع ) را شديدا از آبشخوارهائى كه تشنگان به آن سيراب مىشوند ، منع نمىكردند .
54 - اى رفيق من ! هرگاه به كربلا آمدى بر اين قبرها و نشانهها مرا طواف بده !
55 - اى مرد ! گريه كن بر اين ماههايى كه در خاك غروب كرده بعد از كمالش كه نورشان تاريكىها را فراگرفت .
56 - وابك الشفاة التي لم تر و من عطش * لكن عليهنّ من سيل الدما بلل
57 - يا آل أحمد يا سفن النجاة و من * عليهم بعد ربّ العرش أتّكل
58 - و حقّكم ما بدا شهر المحرّم لى * إلّا ولي ناظر بالسهد مكتحل
59 - و لا استهلّ بنا إلا استهلّ من * الأجفان لي مدمع في الخدّ منهمل
60 - حزنا لكم و مواساة و ليس لمملو * ك بدمع على ملّاكه بخل
56 - و گريه كن بر لبهايى كه از تشنگى تر نشدند ولى بر آنها از جريان خون ترى و رطوبت بود .
57 - اى آل احمد اى كشتىهاى نجات و كسانىكه بعد از پروردگار عرش بر ايشان اعتماد دارم .
58 - و حق شماست كه ماه محرم بر من طلوع نكند مگر آنكه مرا چشمانى باشد كه به بىخوابى سرمه شود .
59 - و طلوع نكند به ما مگر آنكه از مژگانم اشك در گونهام شروع و چون باران تند جارى باشد .
60 - براى اندوه و مواسات با شما و براى مملوك و غلام بخلى در ريختن اشك بر مالكينش نباشد .
61 - فإن يكن فاتكم نصري فلي مدح * بمجدكم أبدا ما عشت تتّصل
62 - فدونكم من ( علىّ ) عبدكم * فريدة طاب منها المدح و الغزل
63 - رقّت فراقت معانيها الحسان فلا * يماثل الطول منها السبعة الطول
64 - أعددتها جنّة من حرّ نار لظّى * أرجو بها جنّة أنهارها عسل
65 - صلّى الآله عليكم ما شدت طربا * ورق على ورق و الليل منسدل
61 - و اگر يارى من از شما فوت شد پس مدح و ثناى من به بزرگى شما همواره مادامىكه زنده باشم متصل است .
62 - و پيشكش شما از من بنده و غلام شما اين قصيدى ممتازى كه مدح و غزل دلپذير است .
63 - رقيق و روانست و معنايى نيكو و روان دارد كه شبيه به هفت قصيدهى طولانى نيست .
64 - من آن را مهيا كردم براى اينكه سپرى باشد از سوزش آتش برافروخته و به آن بهشتى را كه جوىهايش عسل است ، اميدوارم .
65 - درود خدا بر شما باد مادامىكه بلبلى بر گلى از خوشى نغمهسرايى كند و شب بر جهان پردهى تاريكى افكند .
* * *
قصيده ششم :
1 - و تعلق آمالى غرورا بقربكم * كما غرّ يوما بالطفوف قتيل
2 - قتيل بكت حزنا عليه سمائها * و صبّ لها دمع عليه همول
3 - و زلزلت الارض البسيط لفقده * و ريع له حزن بها و سهول
4 - أ أنسى حسينا للسهام رميّة * و خيل العدى بغيا عليه تجول ؟
5 - أ أنساه إذ ضاقت به الأرض مذهبا ؟ * يشير إلى أنصاره و يقول