تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
نمودند . 10 - مثل آنكه حلوائى براى خودشان از قبل از مرگ از كندوهاى عسل جمع كردند .
11 - تسربلوا في متون السابقات دلا * ص السابغات و للخطيّة اعتقلوا
12 - و طلّقوا دونه الدنيا الدنيّة و * ارتاحوا الى جنة الفروس و ارتحلوا
13 - تراءت الحور في اعلا الجنان لهم * كشفا فهان عليهم فيه ما بذلوا
14 - سالت على البيض منهم أنفس طهرت * نفيسة فعلوا قدرا بما فعلوا
15 - إن يقتلوا طالما في كلّ معركة * قد قاتلوا و لكم من مارق قتلوا ؟
11 - در متن مسابقات لباس كامل را پوشيدند و از گناه خود را نگهداشتند . 12 - و در مقابل او دنياى پست را طلاق گفتند و به سوى بهشت فردوس رفتند و از اين جهان كوچ كردند . 13 - حور العين را در بالاى بهشتهايى كه براى آنان نمايان شد ، ديدند پس جان دادن بر ايشان آسان شد . 14 - بر روى زمين خونهاى پاك و گرانقدر ايشان جارى شد پس از جهت مقام و الا شدند به آنچه كردند . 15 - اگر كشته شدند چه اندازه كه در هر معركه‌اى كه جنگ كردند و براى شماست كه چه اندازه از دين برگشتگان را كه كشتند .
16 - لهفي لسبط رسول اللّه منفردا * بين الطغاة و قد ضاقت به السبل
17 - يلقى العداة بقلب لا يخامره * رهب و لا راعه جبن و لا فشل
18 - كأنّه كلّما مرّ الجواد به * سيل تمكّن في أمواجه جبل
19 - ألقى الحسام عليهم راكعا فهوت * بالترب ساجدة من وقعه القلل
20 - قدّت نعالته هاماتهم فبها * أخذى الجواد فأمسى و هو منتعل
16 - افسوس بر سبط پيامبر خدا در حالىكه تنها در ميان سركشان مانده و راه‌ها بر او بسته شده بود . 17 - دشمنان را به قلبى كه شكى در آن نبود و ترس و بيمى براى او نبود ، مىانداخت . 18 - مثل آنكه هروقت با اسبش حمله مىكرد سيلى است كه در پيش امواجش كوهى استوار است . 19 - شمشير را برايشان در حال ركوع انداخت پس بر خاك به حالت سجده از بالاى بلنديها فرود آمد . 20 - لبه‌هاى شمشير او سرهاى ايشان را بريد پس هنگامىكه درست وارد شدند همگى كشته شده بودند .
21 - و قد رواه حميد نجل مسلم ذو * القول الصدوق و صدق القول ممتثل
22 - إذ قال : لم أرمكثوارا عشيرته * صرعى فمنعفر منهم و منجدل
23 - أردوه كالطود عن ظهر الجواد حم * يد الذكر ما راعه ذلّ و لا فشل
24 - لهفي و قد راح ينعاه الجواد إلى * خبائه و به من أسهم قزل
25 - لهفى لزينب تسعى نحوه و لها * قلب تزايد فيه الوجد و الوجل
21 - و به تحقيق كه روايت كرده آن را حميد بن مسلم كه صاحب سخن راست و به راستگويى مثل زده مىشد . 22 - وقتى كه گفت : من نديدم كسى را كه بسيارى از خاندانش كشته و به خاك افتاده و برخى از ايشان آغشته به خون باشد .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 339 | مرضيه محمدزاده