تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
33 - أ يقتل ظمآنا حسين و جدّه * إلى الناس من ربّ العباد رسول
34 - و يمنع شرب الماء و السرب آمن * على الشرب منها صادر و نهول
35 - و آل رسول اللّه في دار غربة * و آل زياد في القصور نزول
31 - برادرم تو خورشيدى بودى كه خورشيد از نور او تيره مىشد و چشم از ديدن او خسته و كم‌سو مىگشت . 32 - و شاخه‌اى بودى كه بينندگان را از جهت ترى و سبزى مسرور مىكردى كه پس از سبزى پژمردگى آن را فراگرفت . تا آنجا كه گويد : . . . 33 - آيا حسين تشنه كشته شود و حال آنكه جدّش از طرف پروردگار بندگان به سوى مردم پيامبر است . 34 - و از نوشيدن آب ممنوع شود در حالىكه همه گروه ايمن بودند بر آشاميدن آن‌چه بنوشند و چه بردارند . 35 - و خاندان پيامبر در سراى ويران بيگانه و خاندان زياد در قصرها منزل كرده بودند .
36 - و آل علىّ فى القيود شواحب * إذا أنّ مأسور بكته ثكول
37 - و آل أبي سفيان في عزّ دولة * تسير بهم تحت البنود خيول
38 - مصاب اصيب الدين منه بفادح * تكاد له شمّ الجبال تزول
39 - عليك ابن خير المرسلين تأسّفي * و حزني و إن طال الزّمان طويل
40 - جللت فجل الرزؤفيك على الورى * كذا كلّ رزؤ للجليل جليل
36 - و خاندان على ( ع ) در زنجيرها رنگ‌پريده بودند و هر وقت اسيرى ناله مىكرد داغديده بر او مىگريست . 37 - و خاندان ابى سفيان در اوج دولت ، لشكريان در زير سايه‌ى آنها حركت مىدادند . 38 - صدمه‌اى كه از آنها به دين رسيده نزديك بود كه از سنگينى آن كوهها از هم پاشيده شود . 39 - بر تو است اى فرزند بهترين پيامبران اندوه و غصه من هرچند كه ( زمان طولانى شود ) اندوه من طولانى خواهد بود . 40 - بزرگى تو و مصيبت تو بر عالم بزرگ است و همينطور هر بلايى براى بزرگ ، بزرگ است .
41 - فليس بمجد فيك و جدي و لا البكا * مفيد و لا الصبّر الجميل جميل
42 - إذا خفّ حزن الثاكلات لسلوة * فحزني على مرّ الدهور ثقيل
43 - و إن سأم الباكون فيك بكاؤهم * ملالا فإنّي للبكاء مطيل
44 - فما خفّ من حزني عليك تأسفى * و لا جفّ من دمعي عليك مسيل
45 - و ينكر دمعي فيك بات قلبه * خليّا و ما دمع الحلي هطول
41 - و درباره تو اندوه من نافع نيست و گريه هم مفيد نباشد و صبر هم نيكو نيست . 42 - هرگاه غصه‌ى داغديدگان براى سرگرمى و فراموشى سبك شود ، پس اندوه من بر گذشت روزگار سنگين است . 43 - و اگر گريه‌كنندگان خود بر تو خسته شوند ، من بر گريه كردن ادامه مىدهم . 44 - پس افسوس من اندوه مرا بر تو تخفيف ندهد و اشك من بر تو از ديدگانم خشك نشود . 45 - و گريه مرا درباره تو كسىكه قلبش خالى از محبّت توست و اشك شيرين فراوان ندارد ، انكار مىكند .
46 - و ما هي الّا فيك نفس نفيسة * يحلّلها حرّ الأسى فتسيل
47 - تباين فيك القائلون فمعجب * كثير و ذو حزن عليك قليل
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 345 | مرضيه محمدزاده