تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
37 - ما بين حاسرة و ناشرة برزت * يوارى شعرها العشر
38 - يندبن أكرم سيّد ظفرت * لأقلّ أعبده به ظفر
39 - و يقلن جهرا للجواد و قد * أمّ الخيام : عقرت يا مهر
40 - ما بال سرجك يا جواد من الن * دب الجواد أخي العلا صفر ؟
36 - نه سايه پرده‌اى بود كه با آن خود را از نظر هر گنهكار بىشرمى حفظ كنند و نه خيمه و سراپرده‌اى برايشان گذارده بودند . 37 - آنان در حينى سربرهنه و پريشان موى ظاهر شدند كه مويشان يكدهم آنها را مىپوشاند . 38 - آنان بر بهترين آقايى كه كمترين و پست‌ترين غلامان بر او غالب شده بود ناله مىكردند . 39 - و به صداى بلند به اسبى كه قصد خيمه‌ها را نموده بود مىگفتند اى اسب ، مجروح و بىصاحب شده‌اى . 40 - اى اسب براى چه زين تو از برادر بزرگوار من خالى است .
41 - آها لها نار تأججّ فى * صدري فلا يطفى لها حرّ
42 - أ يموت ظمآنا « حسين » و في * كلتا يديه من الندى بحر ؟
43 - و بنوه في ضيق القيود و من * ثقل الحديد عليهم وقر
44 - حملوا على الأقتاب عارية * شعثا و ليس لكسرهم جبر
45 - تسري بهم خوض الركاب * و للطلقاء في أعقابها زجر
41 - افسوس بر آن بىبى كه در سينه‌ى من آتشى افروخته كه حرارت آن خاموش نمىشود . 42 - آيا حسن تشنه بميرد و حال آنكه در هر دو دستش دريايى از آبست . 43 - و فرزندان او در تنگناى زنجيرها بسر برند و از سنگينى آهن برايشان فرورفتگى باشد . 44 - بر شتران برهنه و بىجهاز غبارآلود سوار شدند و براى شكست آنان جبرانى نبود . 45 - سواران پست و فرومايه آنان را شبانه مىبردند و براى آزادشدگان در پى آنان شكنجه و آزار بود .
46 - لا راحم لهم يرقّ و لا * فيما أصابهم له نكر
47 - و يزيد في أعلا القصور له * تشدو القيان و تسكب الخمر
48 - و يقول جهلا و القضيب به * تدمي شفاة ( حسين ) و الثغر
49 - : يا ليت أشياخي الاولي شهدوا * لسراة هاشم فيهم بدر
50 - شهدوا الحسين و شطر اسرته * أسرى و منهم هالك شطر
46 - نه دلسوزى براى ايشان بودكه به آنها رقّت كند و نه در آنچه به ايشان مىرسانيدند انكار و قباحتى داشتند . 47 - و يزيد در بالاترين كاخها نشسته و رقاصان براى او آوازه‌خوانى كرده و شراب مىريختند . 48 - در حالىكه از چوب خيزران او لب و دندان حسين عليه السلام خونين شده بود از روى نادانى مىگفت : 49 - « اى كاش پدران پيشين من كه در بدر كشته شدند حاضر بودند و مىديدند بزرگان بنى هاشم را كه اسير شدند و در ميانشان ماه است . 50 - مىديدند حسين و بخشى از خاندان او را كه اسير شده و قسمتى از ايشان هم شهيد شده‌اند .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 326 | مرضيه محمدزاده