تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
1 - و لقد بكيت لقتل آل محمّد ( ع ) * بالطّفّ حتّى كلّ عضو مدمع
2 - و حريم آل محمد بين العدى * نهب تقاسمه اللئام الوضّع
3 - تلك الظعائن كالإماء متى تسق * يعنف بهنّ و بالسياط تقنّع
4 - فمصفّد في قيده لا يفتدي * و كريمة تسبي و قرط ينزع
5 - تاللّه لا انسي الحسين ( ع ) و شلوه * تحت السّنابك بالعراء موزّع
6 - متلفعا حمر الثياب و في غد * بالخضر من فردوسه يتلفّع
7 - و الشمس ناشرة ذوائب ثاكل * و الدهر مشقوق الرداء مقنّع
8 - لهفى على تلك الدماء تراق فى * أيدي طغاة أمية و تضيّع
1 - من براى كشته شدن فرزندان پيامبر در صحنه‌ى خونين عاشورا نيز اشكها ريخته‌ام ، آن‌سان‌كه گويى هر عضو از اعضاى من ، چشمى شده است اشك‌فشان . 2 - و حريم آل محمد ( ص ) بين دشمنان مانند غنيمتى بود كه آن مردمان پست بين خود تقسيم مىكردند . 3 - و زنان آل اللّه را مانند كنيزان مورد آزار قرار مىدادند و با تازيانه آن‌چنان به آنان مىزدند كه بدنشان مانند روپوش سياه شده بود . 4 - اسراى خاندان پيامبر ( ص ) دربند بودند و مورد سبّ و دشنام قرار مىگرفتند و گوشواره‌ها از گوش كودكشان كشيده مىشد . 5 - به خدا قسم نمىتوانم حسين ( ع ) را فراموش كنم و پيكر پاره‌پاره‌ى او را زير سم اسبان در دامن بيابان از ياد ببرم . 6 - در آن روز لباس خونين دربرداشت و فرداى آن جامه‌ى سبز بهشتى او را پوشانده بود . 7 و 8 - خورشيد گيسوان خود را بر اين مصيبت پريشان ساخته و روزگار بر اين اندوه و مصيبت ردا بر خود انداخته و خود را پوشانده است . غم و اندوه من بر آن خونهايى باد كه به دست ستمكاران اميّه ريخته شد .
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 314 | مرضيه محمدزاده