ابو الحسين جزّار
جمال الدّين ، ابو الحسين يحيى بن عبد العظيم جزّار مصرى ، وى به سال 601 ه . ق متولد شد .
علامه سماوى از اشعار او ديوان بزرگى گرد آورده كه بيش از 1250 بيت شعر دارد ، به جز اين ، ديوان ديگرى دارد كه در فرهنگهاى پيش از آن توصيف شده كه مشهور است . قصيدهاى نيز دربارهى حكام و خلفاء و عمال مصر دارد كه صاحب « نسمة السحر » آن را مفيد دانسته است .
اشعار او به سبب زيبايى و جذابيتى كه دارد در كتب ادبى و قاموسها زياد آمده است . او در مرثيه امام حسين ( ع ) اشعارى گفته كه « صفدى » در « تمام المتون » آن را نقل كرده است .
ابو الحسين در شوال سال 672 هجرى درگذشت . « 1 »
* * *
1 - و يعود عاشورا ، يذكرّني * رزء الحسين فليت لم يعد
2 - يا ليت عينا فيه قد كحلت * بمسرّة لم تخل عن رمد
3 - ويدا به لشماتة خضبت * مقطوعة من زندها بيدي
4 - يوم سبيلي حين أذكره * أن لا يدور الصّبر في خلدي
5 - أما و قد قتل الحسين به * فأبوا الحسين أحقّ بالكمد « 2 »
1 - و عاشورا مىآيد و مرا به ياد مصيبت جانكاه حسين ( ع ) مىاندازد و اى كاش نيامده بود .
2 - روزى كه مىگذرد ولى هرگاه به يادش مىافتم صبر و قرار از من ربوده مىشود .
3 - اى كاش چشمى كه در آن روز سرمه مىكشد سالم نماند .
4 - و دستى كه به عنوان شماتت خضاب مىكند بريده گردد .
5 - مگر حسين در اين روز كشته نشده ؟ پس پدر او در اين روز از همه محزونتر است .
هامش
( 1 ) - ادب الطف ؛ ج 4 ، ص 78 . الغدير ؛ ج 5 ، ص 426 و 427 .
( 2 ) - ادب الطف ؛ ص 77 . الغدير ؛ ص 427 .