تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
درگذشت . پيكر مطهرش با حضور انبوهى از شاگردان و امّت اماميه تشييع شد . ابتدا در بغداد دفن شد ، ولى بعد از مدتى جسدش را به كربلا منتقل كردند . سيد مرتضى فرزندى به نام ابو محمد داشته كه در سال 443 هجرى درگذشته است و از طريق او نسل سيد مرتضى ادامه يافت تا آن‌كه به نسب‌شناس نامدار ابو القاسم نسّابه رسيد و پس از درگذشت او نسل سيد مرتضى منقطع شد . - * - سيّد مرتضى در مورد اهل بيت پيامبر ( ص ) قصيده‌هاى بسيارى گفته كه چند قصيده كه در مورد سيّد الشّهدا ( ع ) است را مىآوريم :

در سوگ سيّد الشّهداء ( ع ) :

1 - أما ترى الرّبع الذى أقفرا * عراه من ريب البلى ماعرا ؟ !
2 - لو لم أكن صبا لسكّانه * لم يجر من دمعى له ماجرى
3 - رأيته بعد تمام له * مقلّبا أبطنه أظهرا
4 - كأنّنى شكا و علما به * أقرأ من أطلاله أسطرا
5 - وقفت فيه اينقا ضمّرا * شذّب من أو صالهنّ السرى
1 - نبينى صحنه مرغزار دستخوش فنا گشته و چسان خشك و بىگياه است ؟ 2 - اگر شيفته‌ى اهل اين ديار نبودم ، چنين اشكم به دامن نمىريخت . 3 - معمور و آبادش ديدم ، اينك سامانش زيروزبر بينم . 4 - بر ديوار شكسته و طاق فروريخته‌اش اسرار گذشته را مىخوانم . 5 - ناقه‌هاى لاغر ميان را بر عرصه‌ى آن متوقف ساختم ، رنج شبروى از اندام آنها برتافتم .
6 - لى باناسى شغل عن هوى * و معشرى أبكى لهم معشرا
7 - أجل بأرض الطفّ عينيك ما * بين اناس سربلوا العثيرا
8 - حكّم فيهم بغي أعدائهم * عليهم الذؤبان و الأنسرا
9 - تخال من لئلاء أنوارهم * ليل الفيافى بهم مقمرا
10 - صرعى و لكن بعد أن صرّعوا * و قطّروا كلّ فتى قطّرا
6 - من از عشق و شيدائى دل بپرداختم ، اينك از سرنوشت خاندان و خويشانم نالان و گريانم . 7 - به سرزمين « طف » لختى فرو بنگر كه چه راد مردانى از خاك و خون جامه بر تن دارند ؟ 8 - دست ستم ، گروهى گرگ‌صفت خونخوار بر سر آنان گسيل داشت . 9 - اينك از درخشش اجسادشان شب تار بيابان روشن و تابان است . 10 - به خاك درغلتيدند ، اما پس از آنكه دليران و يلان را از زين به خاك هلاك كشيدند .
11 - لم يرتضوا درعا و لم يلبسوا * بالطعن إلّا العلق الأحمرا
12 - من كلّ طيّان الحشى ضامر * يركب فى يوم الوغا ضمّرا