2 - نه دلاورى بهجا ماند كه با شمشير همآغوش گردد ، نه آرزوئى و نه آرزومندى .
3 - پايان زندگى - در اين جهان - نابودى است ، بوستان سبز و خرّم روزى افسرده و هدف تير و نيزه خواهد بود .
4 - آدميزاده طعمه مرگ است ، اسب تازى هم كه پرورش جنگى يابد ، عاقبت هدف تير و نيزه خواهد بود .
5 - زندگى در شكم مادر ، با خواب نوشين شروع شود ، بعد از آن درد و رنجى است طولانى تا كه در خاك تيره به خواب ابد آرام گيرد .
6 - فهو كالغيم ألفّته جنوب * يوم دجن و مزّقته قبول
7 - عادة للزّمان في كلّ يوم * يتناىء خل و تبكى طلول
8 - فاللّيالى عون عليك مع الب * ين كما ساعد الذوابل طول
9 - ربما وافق الفتي من زمان * فرح غيره به متبول
10 - هى دنيا إن واصلت ذا جفت * هذا ملالا كأنّها عطبول
6 - زندگى چون ابر است كه باد جنوبش ، در روزى آكنده از مه ، گرد آورد ، و باد صبايش پراكنده سازد .
7 - شيوهى روزگار است : دوستان راه سفر گيرند و بازماندگان بر آنها بگريند .
8 - گذشت روزان و شبان ، فراق و جدائى را تسريع كند ، چونانكه گياه ، هرچند بيشتر قد برافرازد ، طراوت خود را از دست بدهد .
9 - بسا جوانمردى كه از روزگار خود خرّم و شادان است ، و دگرى در تبوتاب .
10 - دنياست ، اگر با آن سر وصل دارد ، با اين تخم جفا كارد ، چون زيبارويان بىوفا .
11 - كلّ باك يبكى عليه و إن * طال بقاء و الثاكل المثكول
12 - و الأمانىّ حسرة و عناء * للذى ظنّ إنّها تعليل
13 - ما يبالى الحمام أين ترقّى * بعدما غالت إبن فاطم غول
14 - أىّ يوم أدمى المدامع فيه * حادث رائع و خطب جليل
15 - يوم عاشور الذى لا أع * ان الصحب فيه و لا أجار القبيل
11 - كسىكه بر فراق عزيزش عزادار و گريان است ، فرداست كه بر او بگريند و به عزايش نشينند .
12 - آرزوها مايهى حسرت و رنج است ، نه دلگرمى و اميد .
13 - غول مرگ را چه باك است كه كدامين عزيز را درربايد ، بعد از آنكه پسر فاطمه را درربود .
14 - كدامين روز ، به خاطر حادثهى هولناك و فاجعهى دردناك ، ديدهها اشكبار است ؟
15 - روز عاشوراى حسين ، كه نه دوست وفا كرد ، نه ميزبان پناه داد .
16 - يا إبن بنت الرّسول ضيّعت * العهد رجال و المحافظون قليل
17 - ما أطاعوا النبىّ فيك و قد مالت * أرواحهم إليك الذحول
18 - و أحالوا على المقادير في حرب * ك لو أنّ عذرهم مقبول حربك
19 - و إستقالوا من بعد ما * أجلبوا فيها أ ألآن أيها المستقيل السيف
20 - إنّ أمرا قنّعت من دونه السي * ف لمن حازه لمرعى و بيل