وابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه :
أول بلاها وامتحانها كه بعد از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر من وارد شد آن بود كه مرا به خصوص در ميان همهء مسلمانان بغير از حضرت رسالت پناه مونسى ويارى وياورى نبود كه اعتماد بر أو نمايم واميد يارى از أو داشته باشم ، أو مرا در خردسالى تربيت كرد ودر بزرگى پناه داد واز يتيمى به در آورد وخرج من وعيال مرا متكفل گرديد ومرا بىنياز گردانيد از طلب ومحتاج نشدم به بركت آن حضرت به كسب اينها وأمثال اينها ، نعمتي چند بود از آن حضرت بر من در أمور دنيا واينها با بسيارى كم بود در جنب آنچه مرا به آن مخصوص گردانيد از ترقى فرمودن در درجات عاليهء كمالات نفساني وممتاز گردانيدن به علوم رباني وراهنمائى سلوك مراتب قرب ووصال ملك متعال ومتجلي گردانيدن به آداب حسنه در أقوال وافعال ، پس نازل شد بر من از وفات آن حضرت ألم واندوهى چند كه گمان ندارم كه اگر آنها را بر كوهها بار مىكردند تاب تحمل آنها مىداشتند پس مردم را در آن مصيبت بر أحوال مختلف يافتم ، بعضي جزع ايشان به مرتبهاى بود كه ضبط خود نمىتوانستند كرد وقوت بر تحمل آن مصيبت عظيم نداشتند ؛ شدت جزع ، صبر ايشان را برده بود وعقل ايشان را پريشان كرده بود وحايل گرديده بود ميان أو وفهميدن وفهمانيدن وگفتن وشنيدن .
اين بود حال خويشان آن حضرت از أهل بيت أو وفرزندان عبد المطلب وساير مردم ، بعضي تعزيت مىگفتند وامر به صبر مىفرمودند وبعضي مساعدت ويارى ايشان در گريه مىكردند وبا ايشان در جزع شريك مىشدند ؛ پس با چنين مصيبت عظيمى كه ناگاه رو به من آورد خود را بر شكيبائى داشتم وخاموشى را اختيار كردم ومشغول گرديدم به آنچه مرا امر نموده بود از تجهيز نمودن وغسل دادن وحنوط وكفن كردن ونماز بر أو گزاردن وأو را در قبر سپردن وجمع كردن كتاب خدا ، ومرا از اين أمور ضرورية كه از جانب آن حضرت مأمور شده بودم مانع نشد گريهء بىتابانه ونه آه وناله ونه حرقت گزنده ونه مصيبت به دردآورنده ، تا آنكه ادا كردم در اين أمور آنچه از حق تعالى بر من لازم گردانيده بود وآن دردها ومصيبتها را بر خود شكستم از روى صبر وشكيبائى واميدوارى رحمت نامتناهى
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1780
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٨٠