نيست .
پس جبرئيل گفت : اين آخر آمدن من به زمين بود وديگر مرا بسوى زمين حاجتي نيست « 1 » .
وأيضا از ثعلبى روايت كرده است كه : أبو بكر به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد در وقتي كه مرض آن حضرت سنگين شده بود گفت : يا رسول اللّه ! اجل تو كي خواهد بود ؟
حضرت فرمود : حاضر شده است اجل من .
أبو بكر گفت : بازگشت تو به كجاست ؟
فرمود : بسوى سدرة المنتهى وجنة المأوى ورفيق اعلا وعيش گوارا وجرعههاى شراب قرب حق تعالى .
أبو بكر گفت : كي تو را غسل خواهد داد ؟
فرمود : هر كه از أهل بيت من به من نزديكتر است .
پرسيد كه : در چه چيز تو را كفن كنند ؟
فرمود : در همين جامهها كه پوشيدهام ، يا در حلههاى يمنى ، يا در جامههاى سفيد مصرى .
پرسيد كه : چگونه بر تو نماز كنند ؟
در اين وقت خروش از مردم برخاست ودر وديوار به لرزه در آمد ، حضرت فرمود :
صبر كنيد خدا عفو كند از شما ، چون مرا غسل دهند وكفن كنند مرا بر تختى بگذاريد بر كنار قبر من وساعتي بيرون رويد ومرا تنها بگذاريد وأول كسى كه بر من نماز مىكند خداوند عالميان است ، پس رخصت مىفرمايد ملائكة را كه بر من نماز كنند ، وأول كسى كه نازل مىشود جبرئيل است پس إسرافيل پس ميكائيل پس ملك موت ، پس لشكرهاى ملائكة همگى فرود مىآيند وبر من نماز مىكنند ، پس شما فوج فوج به اين خانه درآييد وبر من صلوات فرستيد وسلام كنيد ومرا آزار مكنيد به گريه وفرياد وناله ، وبايد كه أول
هامش
( 1 ) . كشف الغمة 1 / 18 - 19 .