تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1783

مساهمون:

ص١٧٨٣
نيست . پس جبرئيل گفت : اين آخر آمدن من به زمين بود وديگر مرا بسوى زمين حاجتي نيست « 1 » . وأيضا از ثعلبى روايت كرده است كه : أبو بكر به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد در وقتي كه مرض آن حضرت سنگين شده بود گفت : يا رسول اللّه ! اجل تو كي خواهد بود ؟ حضرت فرمود : حاضر شده است اجل من . أبو بكر گفت : بازگشت تو به كجاست ؟ فرمود : بسوى سدرة المنتهى وجنة المأوى ورفيق اعلا وعيش گوارا وجرعه‌هاى شراب قرب حق تعالى . أبو بكر گفت : كي تو را غسل خواهد داد ؟ فرمود : هر كه از أهل بيت من به من نزديكتر است . پرسيد كه : در چه چيز تو را كفن كنند ؟ فرمود : در همين جامه‌ها كه پوشيده‌ام ، يا در حله‌هاى يمنى ، يا در جامه‌هاى سفيد مصرى . پرسيد كه : چگونه بر تو نماز كنند ؟ در اين وقت خروش از مردم برخاست ودر وديوار به لرزه در آمد ، حضرت فرمود : صبر كنيد خدا عفو كند از شما ، چون مرا غسل دهند وكفن كنند مرا بر تختى بگذاريد بر كنار قبر من وساعتي بيرون رويد ومرا تنها بگذاريد وأول كسى كه بر من نماز مىكند خداوند عالميان است ، پس رخصت مىفرمايد ملائكة را كه بر من نماز كنند ، وأول كسى كه نازل مىشود جبرئيل است پس إسرافيل پس ميكائيل پس ملك موت ، پس لشكرهاى ملائكة همگى فرود مىآيند وبر من نماز مىكنند ، پس شما فوج فوج به اين خانه درآييد وبر من صلوات فرستيد وسلام كنيد ومرا آزار مكنيد به گريه وفرياد وناله ، وبايد كه أول
هامش
( 1 ) . كشف الغمة 1 / 18 - 19 .