وقرضهاى آن حضرت را ادا نمايد وغسل دهد جسد أو را وبر دور قبر آن حضرت ديوارى بسازد وحسن وحسين را محافظت نمايد « 1 » .
ودر كشف الغمة از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : چون هنگام وفات سيد أنبيا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم رسيد مردى رخصت طلبيد كه به خدمت آن حضرت درآيد ، أمير المؤمنين عليه السّلام بيرون رفت وپرسيد كه : چه كار دارى ؟
گفت : مىخواهم آن حضرت را ملاقاة نمايم .
أمير المؤمنين عليه السّلام گفت كه : در اين وقت ملازمت آن حضرت ميسر نيست ، بگو چه كار دارى ؟
گفت : كار ضروري دارم والبتة مىبايد به خدمت أو برسم .
أمير المؤمنين عليه السّلام به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وبراي أو رخصت طلبيد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : بگو درآيد ، چون داخل شد نزديك بالين آن حضرت نشست وگفت :
اى پيغمبر خدا ! من به رسالت از جانب حق تعالى به نزد تو آمدهام .
فرمود : تو كيستى ؟
گفت : منم ملك موت ، حق تعالى مرا فرستاده است كه تو را مخيّر گردانم ميان لقاى أو وبرگشتن به دنيا .
حضرت فرمود : مرا مهلت ده تا جبرئيل فرود آيد وبا أو مشورت نمايم .
پس جبرئيل نازل شد وگفت : يا رسول اللّه ! آخرت بهتر است براي تو از دنيا ، وحق تعالى در آخرت از قرب وكرامت ومنزلت وشفاعت آن قدر به تو خواهد داد كه خشنود گردى ولقاى حق تعالى براي تو نيكتر است از بقاى دنيا .
پس حضرت ملك موت را گفت : به آنچه مأمور شدهاى از جانب خدا اقدام نما .
جبرئيل گفت : اى ملك موت ! تعجيل مكن تا من به نزد پروردگار خود روم وبرگردم .
ملك موت گفت : جان مقدس أو به جائى رسيده است كه ديگر تأخير در آن روا
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب 3 / 384 - 385 .