يَوْمِ يُبْعَثُونَ
« 1 » اين سخنى است كه حق تعالى بر ردّ جمعى از كافران فرمود كه ايشان طلب برگشتن به دنيا مىكنند بعد از مرگ يعنى « حاشا كه أو را بازگردانند ، اين كلمهاى است كه أو گويندهء آن است واز پس ايشان برزخي هست تا روزى كه زنده شوند ومبعوث گردند ، وبرزخ فاصلهء ميان دنيا وآخرت است » ، پس به أو گفتم : كيستى تو كه با من سخن مىگوئى ؟
گفت : منم « منبه » ومنم ملكي كه حق تعالى مرا موكّل گردانيده است به جميع خلايق كه تنبيه نمايم ايشان را بعد از مردن ايشان تا بنويسند عملهاى خود را بر نفسهاى خود كه حجت باشد بر ايشان نزد خداوند عالميان ؛ پس مرا كشيد ونشانيد وگفت : بنويس عمل خود را .
من گفتم : به خاطر ندارم عملهاى خود را .
گفت : مگر نشنيدهاى سخن پروردگار خود را كه در قرآن فرموده است
أَحْصاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ
« 2 » يعنى : « احصا كرده است كردههاى ايشان را خدا وفراموش كردهاند ايشان كردههاى خود را » ، پس گفت : تو بنويس ومن بر تو املا مىكنم واعمال تو را مىگويم .
گفتم : كاغذ كجاست كه بنويسم ؟
پس كنار كفن مرا كشيد ، ناگاه كفن خود را كاغذى ديدم وگفت : اين صحيفهء توست .
گفتم : قلم از كجا بياورم ؟
گفت : انگشت شهادت تو قلم توست .
گفتم : مركّب از كجا بياورم ؟
گفت : آب دهان تو به جاى مركّب است .
پس املا كرد بر من آنچه كرده بودم در دار دنيا ونماند از اعمال من خردى وبزرگى مگر آنكه أو را بر من املا كرد چنانكه حق تعالى فرموده است
وَيَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون : 100 .
( 2 ) . سورهء مجادله : 6 .