تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1674

مساهمون:

ص١٦٧٤
وآنچه مشابه اينهاست از اعمال از همهء اينها سؤال نمود از روح من ، پس بعد از اين روح را به زمين برگردانيدند به اذن حق تعالى . در اين وقت غسل دهندهء من به نزد من آمد وجامه‌هاى مرا كند وشروع نمود در غسل دادن من ، پس روح من أو را ندا كرد كه : اى بندهء خدا ! مدارا كن با اين بدن ضعيف بخدا سوگند كه من از هيچ رگى از رگهاى أو بيرون نيامدم مگر آنكه آن منقطع گرديد واز هيچ عضو أو بيرون نيامدم مگر آنكه آن عضو در هم شكسته شد ، بخدا سوگند كه اگر آن غسل دهنده اين سخن را مىشنيد هرآينه هرگز مرده‌اى را غسل نمىداد ، پس آب بر بدن من ريخت وسه غسل داد مرا ومرا كفن كرد در سه جامه ومرا حنوط كرد وهمين بود توشهء من كه به آن بيرون رفتم بسوى خانهء آخرت ، پس انگشتر را از دست راست من بيرون آورد وبعد از فارغ شدن از غسل من به پسر بزرگ من تسليم نمود وگفت : خدا تو را ثواب دهد در مصيبت پدرت وتو را مزد وصبر بسيار دهد ، پس مرا در كفن پيچيد ومرا تلقين نمود وندا كرد أهل وهمسايگان مرا وگفت : بياييد به نزديك أو وأو را وداع كنيد ؛ پس ايشان به نزد من آمدند كه مرا وداع كنند ، وچون از وداع من فارغ شدند مرا بر تختى از چوب نهادند ودر اين وقت روح ميان رو وكفن من بود تا آنكه مرا گذاشتند وبر من نماز كردند ، وچون از نماز فارغ شدند مرا به جانب قبر روانه كردند ، چون مرا به قبر گردانيدند ودر قبر آويختند هولى عظيم مشاهده نمودم اى سلمان كه گويا از آسمان به زمين در افتادم ، پس مرا در لحد گذاشتند وخشت بر من چيدند وخاك در قبر من ريختند . پس در اين وقت روح برگردانيد بسوى زبان وگوش من « 1 » ، وچون مردم را ندا كردند كه از قبر من برگردند شروع كردم در ندامت وپشيمانى وگفتم : كاش من از اين جماعت بودم وبرمىگشتم ، پس شخصي از كنار قبر مرا جواب داد گفت : نه چنين است وبر نمىتوان گشتن ، واين آية را خواند
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى
هامش
( 1 ) . در مصدر « پس در اين وقت روح گرفته شد از زبان من ، وهمچنين از گوش وچشمم » آمده است .