تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1673

مساهمون:

ص١٦٧٣
باد تو را كه از براي تو خير ونيكى خواهد بود . پس به نزديك من آمد آن مرد أول يعنى ملك موت وروح را از تن من كشيد وهر جذبه وكشيدنى از أو برابرى مىكرد با همهء سختيها از آسمان تا زمين ، وپيوسته در اين شدت بودم تا آنكه جان به سينهء من رسيد ، پس اشاره كرد بسوى من به حربه‌اى كه اگر آن را بر كوهها مىگذاشت مىگداختند وروح مرا از بيني من قبض نمود ، پس در آن وقت صداى گريهء أهل من بلند شد وهر چه مىگفتند همه را مىشنيدم وهر چه مىكردند بر آن مطلع بودم . پس چون بسيار شديد شد گريه وجزع أهل بيت من بر من ، ملك موت با نهايت خشم وآزردگى متوجه ايشان شد وگفت : اى گروه ! از چه چيز است گريهء شما ؟ پس بخدا سوگند كه ما ستمى بر أو نكرده‌ايم كه شما شكايت كنيد وتعدى بر أو نكرده‌ايم كه شما فرياد كنيد ، گريه كنيد وليكن ما وشما بندهء يك خداونديم اگر خدا شما را امر مىكرد در باب ما امرى چنانكه ما را در باب شما امر كرده است هرآينه شما امتثال امر أو مىكرديد در حقّ ما چنانكه ما امتثال امر أو نموديم در حقّ شما ، بخدا سوگند كه ما روح أو را نگرفتيم تا آنكه روزى مقدر أو تمام شد ومدت حيات أو منقطع شد ورفت بسوى پروردگار كريمى كه هر حكمي كه خواهد دربارهء أو مىنمايد وأو بر همه چيز قادر است ، پس اگر صبر كنيد مزد مىيابيد واگر جزع نمائيد گناهكار خواهيد گرديد ، چه بسيار برگشتى خواهد بود مرا بسوى شما مىگيرم پسران ودختران را وپدران ومادران را . پس در آن وقت از نزد من روانه شد وروح مرا با خود برد ، در اين وقت ملكي ديگر آمد وروح مرا از أو گرفت وأو را در جامهء حريرى پيچيد وبالا برد بسوى آسمان وأو را نزد حق تعالى گذاشت در كمتر از يك چشم زدن ، پس چون روح من نزد حق تعالى حاضر گرديد از هر عمل صغير وكبيرى از من سؤال نمود واز نماز وروزهء ماه مبارك رمضان وحج بيت اللّه الحرام وتلاوت قرآن وزكات دادن وتصدق نمودن واز هر عملي كه در ساير أيام وأوقات كرده بودم واز أطاعت پدر ومادر واز كشتن آدمي به ناحق واز خوردن مال يتيم واز مظلمه‌هاى بندگان خدا واز عبادت كردن در شب در وقتي كه مردمان در خوابند