تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 900

مساهمون:

ص٩٠٠
وجوانى چند بودند از قريش كه در مكة مسلمان شده بودند وپدران ايشان حبس كرده بودند ايشان را ومانع هجرت آنها به مدينه شده بودند وصاحب يقين نبودند در دين اسلام مانند قيس بن الوليد بن مغيره ، أبو قيس بن فاكهه ، حارث بن ربيعه ، علي بن أمية ، عاص بن منبه ؛ وكفار ايشان را به جنگ بدر آورده بودند ، چون نظر كردند ومسلمانان را بسيار كم يافتند در دين خود متزلزل شدند وگفتند : فريب داده است اين بيچاره‌ها را دين آنها ودر اين زودى همه كشته خواهند شد ، پس حق تعالى اين آية را فرستاد
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 1 » يعنى : « در هنگامى كه مىگويند منافقان وآنان كه در دلهاى ايشان مرضى هست : مغرور كرده است اين گروه را دين ايشان ؛ وهر كه توكل كند بر خدا پس بدرستى كه خدا عزيز وقادر است بر هر چه خواهد ودانا وحكيم است » . إبليس لعين در اين وقت به صورت سراقة بن مالك متمثل شد وبه نزد قريش آمد وگفت : من با قبيلهء خود شما را يارى مىكنم ، علم خود را به من دهيد ؛ پس علم را گرفت ولشكر بسيار از شياطين به ايشان نمود وايشان را به صورت أهل قبيلهء سراقه به نظر كافران ومسلمانان در آورد ، واين باعث زيادتى جرأت قريش گرديد . چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اين حال را مشاهده نمود أصحاب خود را فرمود كه : ديده‌هاى خود را بپوشيد وبه جانب مشركان نظر مكنيد وتا من شما را رخصت ندهم شمشير از غلاف مكشيد ، پس دست نياز به درگاه خداوند بىنياز برداشت ومشغول دعا وتضرع گرديد وعرض كرد : پروردگارا ! اين گروه ياوران دين تواند ، اگر اينها كشته شوند ديگر تو را در زمين كسى عبادت نخواهد كرد . پس آن حضرت را غشى عارض شد كه علامت نزول وحى بود بر أو ، پس به حال خود بازآمد وعرق از جبين انورش مىريخت وفرمود : اينك جبرئيل از جانب حق تعالى به مدد شما مىآيد با هزار نفر از ملائكة پياپى ؛ پس ابر سياهى ظاهر شد با برق بسيار وبر بالاى لشكر حضرت ايستاد ومسلمانان صداى
هامش
( 1 ) . سورهء انفال : 49 .