خيانت را با فريب دادن مسلمانان « 1 » .
ابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : اعرابى به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد ودر مقام اعتراض گفت كه : آيا نيستى تو بهترين ما از جهت پدر ومادر وگرامىترين ما از جهت فرزندان وبزرگ ما در جاهليت واسلام ؟
پس حضرت به غضب آمد وفرمود كه : اى اعرابى ! آيا به زبان تو چند حجاب هست ؟
اعرابى گفت كه : دو حجاب كه لبها ودندانهايند .
حضرت فرمود كه : آيا يكى از اينها كافى نيست براي آنكه رد كند از ما تندى زبان تو را ؟
وحضرت فرمود كه : چيزهايى كه به آدمي دادهاند در دنيا هيچ چيز ضرر به آخرت اين كس نمىرساند زيادة از طلاقت لسان ، يا علي ! برخيز وزبان أو را قطع كن ؛ پس مردم گمان كردند كه زبان أو را خواهد بريد ، پس حضرت درهمى چند به آن اعرابى عطا فرمود وأو را رها كرد « 2 » .
وشيخ طبرسى روايت كرده است كه : ثوبان آزاد كردهء رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بسيار آن حضرت را دوست مىداشت وبر مفارقت آن حضرت صبر نمىتوانست كرد ، روزى به خدمت آن حضرت آمد با رنگ زرد وبدن نحيف ، پس حضرت فرمود كه : اى ثوبان ! چه چيز باعث تغيير رنگ تو شده است ؟
ثوبان گفت : يا رسول اللّه ! مرا دردى ومرضى نيست بغير از آنكه چون تو را نمىبينم مشتاق مىشوم بسوى تو وبىتاب مىگردم از مفارقت تو ، وتا به خدمت تو نرسم ساكت نمىشوم پس به ياد آخرت افتادم ومىترسم كه در آنجا به خدمت تو نرسم زيرا كه مىدانم كه تو را با پيغمبران به اعلاى درجات جنان بالا مىبرند ، واگر من داخل بهشت شوم در
هامش
( 1 ) . كافى 5 / 161 .
( 2 ) . معاني الأخبار 171 .