تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1458

مساهمون:

ص١٤٥٨
از آن عداوت چيزى باقي هست يا نه ، پس وليد از ايشان ترسيد وبه خدمت حضرت برگشت وگفت : يا رسول اللّه ! بنو وليعه خواستند كه مرا بكشند وزكات خود را به من ندادند . چون اين خبر به آن قبيله رسيد به خدمت آن حضرت آمدند وگفتند : يا رسول اللّه ! وليد دروغ گفته است آنچه به شما عرض كرده است وليكن ميان ما وأو عداوتى بود در جاهليت وترسيديم كه ما را معاقبه كند به سبب آن عداوت . پس حضرت فرمود كه : ترك مىكنيد نافرمانى را اى بنو وليعه يا آنكه مىفرستم بر شما مردى را كه نزد من بمنزلهء جان من است كه مردان شما را بكشد وفرزندان شما را أسير كند ؟ ودست خود را بر دوش حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام زد وگفت : آن مرد اين است كه مىبينيد ، پس حق تعالى در حق وليد اين آية را فرستاد
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ
« 1 » يعنى : « اى گروهى كه ايمان آورده‌ايد ! اگر بيايد بسوى شما فاسقى با خبري پس بشكافيد آن خبر را كه مبادا ضرر رسانيد به گروهى به ناداني وآخر پشيمان گرديد » « 2 » وحق تعالى وليد را در اين آية فاسق ناميد . وكلينى به سند معتبر از امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در بازار مدينه بر گندمى يا جوى گذشت كه بسيار نيكو مىنمود ، پس به فروشندهء آن طعام گفت كه : طعام تو را بسيار نيكو مىيابم ؛ واز قيمت آن سؤال نمود پس حق تعالى وحى كرد بسوى آن حضرت كه : دست فرو بر در طعام أو واز زير طعام أو بيرون آور ، چون چنين كرد از زير آن طعام زبونى بيرون آمد ، حضرت فرمود : جمع كرده‌اى
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات : 6 . ( 2 ) . تفسير فرات كوفي 427 ؛ المعجم الأوسط 4 / 477 - 478 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1458 | العلامة المجلسي