وضيا أو را منور گرانيد كه على را در مرتبهء خود شناخت وخود را در دوستى أو كامل گردانيد ، بحقّ آن خداوندى كه مرا به راستى به خلق فرستاده است كه آنچه حق تعالى از براي زيد در آخرت به سبب اين اعتقاد حق مهيا گردانيده به مرتبهاى است كه آنچه شما مشاهده كرديد از نور أو در دنيا بسيار كم است در جنب أو ، بدرستى كه چون زيد به صحراى محشر درآيد نور أو با أو حركت نمايد از پيش روى أو واز پشت سر أو واز جانب راست وجانب چپ أو واز بالاى سر واز زير پاى أو به قدر هزارساله راه « 1 » .
وكلينى به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به جانب آسمان نظر كرد وتبسم نمود ، پس از سبب آن از حضرت سؤال كردند ، حضرت فرمود : تعجب كردم از دو ملك كه از آسمان به زمين آمدند وطلب مىكردند بندهء صالح مؤمني را در جاى نمازش تا بنويسند عمل أو را در آن شب وروزش وأو را در نمازگاهش نيافتند .
پس به آسمان بالا رفتند وگفتند : پروردگارا ! بندهء تو را طلب كرديم در جاى نمازش تا آنكه عمل شب وروز أو را بنويسيم وأو را در آن موضع نيافتيم وأو را در بند تو يافتيم كه بيمار بود .
پس حق تعالى فرمود : براي بندهء من بنويسيد آنچه در صحت بجا مىآورده است از اعمال خير در شب وروز خود ما دام كه در بند من است زيرا كه در فضل وبزرگوارى من بر من لازم است كه بنويسم از براي أو ثواب آن را چون خود حبس كردهام آن را از أو « 2 » .
وأيضا كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : گروهى از اشراف يمن به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمدند ودر ميان ايشان مردى بود كه سخنش از همه عظيمتر بود وزيادة از ديگران مبالغه مىكرد در منازعه با آن حضرت ، پس
هامش
( 1 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 637 - 645 .
( 2 ) . كافى 3 / 113 .