تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1445

مساهمون:

ص١٤٤٥
« وهرگاه ديدند تجارتي يا لهوى وسازى ، پراكنده مىشوند بسوى آن وتو را وامىگذارند ايستاده ، بگو - يا محمد - كه : آنچه نزد خداست از ثواب آخرت بهتر است از ساز واز تجارت ، وخدا بهترين روزىدهندگان است » . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : اگر همه مىرفتيد ومرا تنها مىگذاشتيد هرآينه در آن وادى حق تعالى آتشى مىفرستاد كه همه را مىسوخت ؛ وبه روايت ديگر : سنگ از آسمان بر شما مىباريد « 1 » . شيخ طوسي به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : پسرى از يهودان مدينه بسيار به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مىآمد تا آنكه حضرت أو را گاهى پى كارهاى خود مىفرستاد وگاه بود كه به أو نامه‌ها مىداد وبه جاها مىفرستاد ، پس چند روز أو را نديد ، از أحوال أو سؤال نمود پس شخصي به آن حضرت عرض كرد : أو را در آخر روزى از روزهاى دنيا گذاشتم . حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم با جماعتى از أصحاب خود به نزد أو رفت ، وآن حضرت را بركتي بود كه با هر كه سخن مىفرمود كه زبانش بسته شده بود البتة زبانش گشوده مىشد وجواب آن حضرت را مىگفت ، پس چون حضرت نام أو را برد وأو را آواز داد چشم گشود وگفت : لبيك يا أبا القاسم . حضرت فرمود : بگو « اشهد ان لا اله الا اللّه » وگواهى بده كه من پيغمبر خدايم . پس آن طفل بسوى پدر خود نظر كرد وپدر چيزى نگفت . پس بار ديگر حضرت أو را ندا كرد وهمان سخن را اعاده نمود ، باز نظر بسوى پدر خود كرد وپدر چيزى نگفت . باز حضرت در مرتبهء سوم أو را ندا فرمود وهمين سخن أو را اعاده نمود ، باز پسر به
هامش
( 1 ) . رجوع شود به تفسير قمى 2 / 367 ومجمع البيان 5 / 287 ومناقب ابن شهرآشوب 2 / 166 والمحرر الوجيز 5 / 309 وتفسير الدر المنثور 6 / 220 - 221 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1445 | العلامة المجلسي