حضرت انكار مىكردند ومىگفتند : ايشان را از خود دور گردان .
پس روزى مردى از أنصار به نزد آن حضرت آمد ومردى از أصحاب صفّه نزد حضرت حاضر بود وخود را به حضرت چسبانيده بود وحضرت با أو سخن مىگفت ، پس انصارى دور نشست از ايشان وچندان كه حضرت أو را نزديك طلبيد قبول نكرد .
حضرت فرمود : گويا ترسيدى كه از فقر أو چيزى به تو برسد ؟
انصارى گفت : اين جماعت را از پيش خود دور كن .
پس حق تعالى اين آيات را فرستاد وواجب گردانيد بر رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه سلام كند بر توبهكارانى كه كارهاى بد كرده باشند وبعد از آن توبه كنند وفرمود
وَإِذا جاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 1 » يعنى : « چون بيايند به نزد تو آنان كه ايمان دارند به آيات ما پس بگو كه سلام بر شما باد ، نوشته است پروردگار شما ولازم گردانيده است بر نفس خود رحمت وبخشايش را بر كسى كه توبه كند ، بدرستى كه هر كه بكند از شما كار بدى به ناداني پس توبه كند بعد از آن واصلاح كار خود بكند پس بدرستى كه خدا آمرزنده ومهربان است » « 2 » .
وعلي بن إبراهيم روايت كرده است : چون زكات را به خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آوردند وبه فقرا قسمت نمود واغنيا را بهرهاى نداد ، اغنيا عيب كردند حضرت را ودر خشم شدند وگفتند : ماييم كه به جنگ قيام مىنماييم ودفع دشمن از أو مىكنيم وتقويت امر أو مىكنيم ، وأو صدقات را به جماعتى مىدهد كه يارى أو نمىكنند وهيچ فايدهاى به أو نمىرسانند ؛ پس حق تعالى اين آيات را فرستاد
وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ . وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ
هامش
( 1 ) . سورهء انعام : 54 .
( 2 ) . تفسير قمى 1 / 202 .