تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1388

مساهمون:

ص١٣٨٨
حج تا روز قيامت ، وانگشتان دستهاى خود را در يكديگر داخل گردانيد ، پس آن جناب فرمود : اگر مىدانستم كه چنين خواهد شد هرآينه سياق هدى نمىكردم . پس امر كرد منادى خود را ندا كند كه : هر كه از شما سياق هدى نكرده است البتة محل شود وبايد كه احرام حج خود را به احرام عمره برگرداند ، وهر كه از شما سياق هدى كرده است بايد كه بر احرام خود باقي بماند . پس در اين امر بعضي از مردم أطاعت كردند وبعضي مخالفت نمودند ومنازعات در اين باب در ميان ايشان بسيار شد ، پس بعضي گفتند : رسول خدا ژوليده مو وغبارآلود است ما چگونه جامه‌هاى دوخته بپوشيم وبا زنان خود نزديكى كنيم وروغنهاى خوشبو بر خود بماليم ؟ وبعضي گفتند : شرم نداريد كه از مكة بسوى عرفات برويد واز سرهاى شما آب غسل چكد وحال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر احرام خود هست ؟ ! پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم انكار بليغ نمود بر كسى كه در اين باب مخالفت كرد وفرمود : اگر نه اين بود كه من سياق هدى كرده بودم هرآينه محل مىشدم وآن را عمره مىگردانيدم ، پس هر كه سياق هدى نكرده است بايد كه محل شود ، پس بعضي برگشتند به حق وبعضي بر خلاف ماندند ، وكسى كه بر مخالفت مستمر وباقي ماند عمر بن الخطاب بود پس حضرت أو را طلبيد وگفت كه : چيست تو را اى عمر كه محل نگرديده‌اى ، مگر سياق هدى كرده‌اى ؟ گفت : سياق هدى نكرده‌ام . حضرت فرمود : چرا محل نشده‌اى وحال آنكه من امر كردم كه هر كه سياق نكرده است محل شود ؟ پس أو گفت : يا رسول اللّه ! محل نخواهم شد تا تو محرمى . حضرت فرمود : تو ايمان نخواهى آورد به حج تمتع تا بميرى . وموافق آنچه حضرت فرموده أو بر انكار حج تمتع باقي بود تا آنكه در زمان خلافت مقرون به شقاوت خود بر منبر بالا رفت ونهى كرد از حج تمتع وتهديد نمود كسى را كه حج تمتع بجا آورد .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1388 | العلامة المجلسي