دو ركعت نماز كرد ، پس زوال شمس شد ومؤذن آن حضرت اذان گفت ونماز ظهر را با ايشان بجا آورد ، پس به خيمهء خود مراجعت فرمود وامر فرمود كه خيمهاى از براي أمير المؤمنين عليه السّلام در برابر خيمهء أو برپا كردند ، وحضرت أمير در آن خيمه نشست ورسول خدا امر كرد مسلمانان را فوج فوج به خدمت آن حضرت بروند وآن جناب را تهنيت ومبارك باد امامت بگويند وسلام كنند بر آن جناب به امارت وپادشاهى مؤمنان وبگويند : السلام عليك يا أمير المؤمنين .
پس همهء مردم چنين كردند . وامر كرد زنان خود را وساير زنان مسلمانان را كه با آن جناب بودند كه بروند وتهنيت ومبارك باد بگويند وسلام كنند بر آن جناب به امارت مؤمنان ، پس همه بجا آوردند .
واز جملهء آنها كه در اين باب اهتمام كردند زيادة از ديگران ، عمر بن الخطاب بود وزيادة از ديگران اظهار شادى وبشاشت نمود به امامت وخلافت آن جناب وگفت در ميان آن كلماتي كه در تهنيت آن جناب مىگفت كه : « بخ بخ لك يا عليّ أصبحت مولاي ومولى كلّ مؤمن ومؤمنة » يعنى : « به به گوارا باد تو را ، گرديدى آقاى من وآقاى هر مؤمن ومؤمنه » .
پس حسان بن ثابت به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد ورخصت طلبيد از آن جناب كه قصيدهاى در مدح أمير المؤمنين عليه السّلام در ذكر قصهء غدير ونصب آن جناب به امامت وخلافت ودعاهائى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در حق أو فرمود أنشأ نمايد ، چون از آن جناب مرخص شد بر بلندى بر آمد وقصيدهء مشهورهء أو را كه خاصه وعامه به طريق متواتر روايت كردهاند به آواز بلند بر مردم خواند ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را تحسين نمود وفرمود كه : پيوستهاى حسان تو مؤيدى به روح القدس ما دام كه يارى نمائى ما را به زبان خود « 1 » ؛ واين اشعارى بود از آن جناب بر آنكه أو بر ولايت أمير المؤمنين عليه السّلام ثابت نخواهد ماند چنانكه بعد از وفات آن جناب اثر آن ظاهر شد .
هامش
( 1 ) . ارشاد شيخ مفيد 171 - 177 ؛ إعلام الورى 130 - 133 با اختصار .