طواف بر ناقهء عضباى خود سوار بود واستلام أركان را به چوب سركجى مىنمود كه به دست خود داشت وآن چوب را مىبوسيد « 1 » .
وأيضا به سند حسن وصحيح از امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كرده است كه : أسماء بنت عميس نفسا شد به محمد بن أبي بكر يعنى از أو متولد شد در وقتي كه متوجه حجة الوداع بودند در بيدا ، پس چون خواست احرام ببندد از ذي الحليفة رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را امر كرد كه فرج خود را از پنبه پر كند وپاردمى « 2 » بر روى آن بندد واحرام ببندد به حج ؛ چون به مكة آمدند واعمال را بجا آوردند وهيجده روز از زائيدن أو گذشته بود حضرت أو را امر فرمود كه غسل كند وطواف كند ونماز طواف بجا آورد وهنوز خون از أو منقطع نشده بود « 3 » .
واز جملهء معجزاتى كه در سفر حجة الوداع از آن حضرت ظاهر شد آن است كه در كتب معتبره روايت كردهاند كه : در مكة طفلى را به خدمت آن حضرت آوردند در روزى كه متولد شده بود ، حضرت از أو پرسيد : من كيستم ؟ آن طفل به قدرت الهى به سخن آمد وگفت : تو رسول خدائى ؛ حضرت فرمود : راست گفتى خدا بركت فرمايد در تو . پس بعد از آن طفل سخن نگفت تا بزرگ شد وبه سبب دعاى آن حضرت وظهور اثر آن دعا در أو مسمّى شد به مبارك يمامه « 4 » .
شيخ مفيد وشيخ طبرسى از طرق خاصه وعامه روايت كردهاند كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم اراده نمود كه متوجه حج بيت اللّه الحرام شود در ميان مردم ندا كرد به حج ، ودعوت آن حضرت به أقصى بلاد أهل اسلام رسيد ، پس مردم مهياى بيرون رفتن با آن حضرت شدند ودر أطراف ونواحي مدينه گروه بسيار جمع شدند ، پس رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم
هامش
( 1 ) . كافى 4 / 429 .
( 2 ) . پاردم : نوعي تسمه است .
( 3 ) . كافى 4 / 444 و 449 ؛ تهذيب الأحكام 1 / 179 و 5 / 399 ؛ استبصار 1 / 153 ؛ من لا يحضره الفقيه 2 / 380 .
( 4 ) . مناقب ابن شهرآشوب 1 / 179 ؛ البداية والنهاية 6 / 166 .