تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1378

مساهمون:

ص١٣٧٨
مىكردند پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مخالفت ايشان نمود وبعد از غروب آفتاب روانه شد فرمود : اى گروه مردم ! حج به تاختن اسبان نمىباشد وبه دوانيدن شتران نمىباشد وليكن از خدا بترسيد وسير نمائيد سير كردن نيكو وضعيفى را پامال مكنيد ومسلمانى را در زير پاى اسبان وشتران مگيريد . وحضرت سر ناقة را آن قدر مىكشيد براي آنكه تند نرود تا آنكه سر ناقة به پيش جهاز مىرسيد ومىفرمود : اى گروه مردم ! بر شما باد به تأنّى « 1 » - تا آنكه داخل مشعر الحرام شد پس در آنجا نماز شام وخفتن را به يك اذان ودو اقامه ادا نمود وشب را در آنجا بسر آورد تا نماز صبح را نيز در آنجا ادا نمود وضعيفان بني هاشم را در شب به منى فرستاد - وبه روايت ديگر : زنان را در شب فرستاد وأسامة بن زيد را همراه ايشان كرد « 2 » - وامر كرد ايشان را كه جمرهء عقبه را نزنند تا آفتاب طالع گردد ، پس چون آفتاب طالع شد از مشعر الحرام روانه شد ودر منى نزول فرمود پس جمرهء عقبه را به هفت سنگ زد . وشتران هدى كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورده بود شصت وچهار بود يا شصت وشش ، وآنچه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام آورده بود سى وچهار بود يا سى وشش ، ومجموع شتران هر دو صد شتر بودند - وبه روايت ديگر : حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام شترى نياورده بود ومجموع صد شتر را حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورده بود وحضرت أمير را شريك گردانيد در هدى خود وسى وهفت شتر را به آن حضرت داد « 3 » - پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شصت وشش شتر را نحر فرمود وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام سى وچهار شتر نحر نمود . پس حضرت امر فرمود كه از هر شترى از آن صد شتر پارهء گوشتى جدا كردند وهمه را در ديگى از سنگ ريختند پس پختند وحضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وحضرت أمير المؤمنين عليه السّلام از مرق آن تناول نمودند تا آنكه از همهء آن شتران خورده باشند وندادند به قصابان پوست آن شتران را ونه جلهاى آن را ونه قلاده‌هاى آن را بلكه همه را تصدق كردند .
هامش
( 1 ) . كافى 4 / 467 . ( 2 ) . كافى 4 / 475 . ( 3 ) . كافى 4 / 249 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1378 | العلامة المجلسي