تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1376

مساهمون:

ص١٣٧٦
كه فاطمه عليها السّلام محل گرديده وبوى خوش از أو شنيد وجامه‌هاى ملوّن در بر أو ديد پس گفت : اين چيست اى فاطمه وپيش از وقت محل شدن چرا محل شده‌اى ؟ حضرت فاطمه عليها السّلام گفت كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مرا چنين امر كرد . پس حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام بيرون آمد وبه خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم شتافت كه حقيقت حال را معلوم نمايد ، چون به خدمت حضرت رسيد گفت : يا رسول اللّه ! من فاطمه را ديدم كه محل گرديده وجامه‌هاى رنگين پوشيده است . حضرت فرمود : من امر كرده‌ام مردم را كه چنين كنند ، پس تو يا علي به چه چيز احرام بسته‌اى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! چنين احرام بستم كه : احرام مىبندم مانند احرام رسول خدا . حضرت فرمود : بر احرام خود باقي باش مثل من ، وتو شريك منى در هدى من . حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در آن أيامي كه در مكة بود با أصحاب خود در ابطح نزول فرموده بود وبه خانه‌ها فرود نيامده بود ، پس چون روز هشتم ماه ذيحجه شد نزد زوال شمس امر كرد مردم را كه غسل احرام بجا آورند واحرام به حج بندند ، واين است معنى آنچه حق تعالى فرموده است كه
فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ
« 1 » كه مراد از اين متابعت در حج تمتع است . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيرون رفت با أصحاب خود تلبيه‌گويان به حج تا آنكه به منى رسيدند پس نماز ظهر وعصر وشام وخفتن وصبح را در منى بجا آوردند وبامداد روز نهم بار كرد با أصحاب خود ومتوجه عرفات گرديد . واز جمله بدعتهاى قريش آن بود كه ايشان از مشعر الحرام تجاوز نمىكردند ومىگفتند : ما أهل حرميم واز حرم بيرون نمىرويم ، وساير مردم به عرفات مىرفتند وچون مردم از عرفات بار مىكردند وبه مشعر مىآمدند ايشان با مردم از مشعر به منى مىآمدند ، وقريش اميد آن داشتند كه حضرت در اين باب با ايشان موافقت نمايد ، پس
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران : 95 .