تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1375

مساهمون:

ص١٣٧٥
آورد ودعا كرد به قدر آنكه كسى سورهء بقره را به تأنّى بخواند ، پس سراشيب شد از صفا ومتوجه كوه مروه گرديد وبر مروه بالا رفت وبه قدر آنچه توقف نموده بود در صفا در مروه نيز توقف نمود ، پس باز از كوه مروه به زير آمد ومتوجه صفا گرديد ، وباز بر كوه صفا توقف نمود ودعا خواند ، ومتوجه مروه شد ، تا آنكه هفت شوط بجا آورد . چون از سعى فارغ شد وهنوز بر كوه مروه ايستاده بود رو به جانب مردم نمود وحمد وثناى الهى بجا آورد پس اشاره به پشت سر خود نمود وفرمود : اين جبرئيل است وامر مىكند مرا كه امر نمايم كسى را كه هدى با خود نياورده است به آنكه محل گردد « 1 » وحج خود را به عمره منقلب گرداند ، واگر من مىدانستم چنين خواهد شد هدى با خود نمىآوردم وچنان مىكردم كه شما مىكنيد وليكن هدى با خود رانده‌ام وسزاوار نيست رانندهء هدى را كه محل گردد تا آنكه هدى به محل خود برسد . پس مردى از صحابه ( عمر ) گفت : ما چگونه به حج بيرون رويم واز سر وموهاى ما آب غسل جنابت چكد ؟ ! حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم أو را فرمود : تو هرگز ايمان به حج تمتع نخواهى آورد . پس سراقة بن مالك بن جعشم كناني برخاست وعرض كرد : يا رسول اللّه ! احكام دين خود را دانستيم چنانكه گويا امروز مخلوق شده‌ايم ، پس بفرما كه آنچه ما را امر فرمودى در باب حج مخصوص اين سال است يا هميشه ما بايد حج تمتع بجا آوريم ؟ حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : مخصوص اين سال نيست بلكه ابد الآباد اين حكم جارى است . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم انگشتان دستهاى خود را در يكديگر داخل گردانيد وفرمود : داخل شد عمره در حج تا روز قيامت . در اين وقت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام كه از جانب يمن به فرمودهء حضرت رسول متوجه حج گرديده بود داخل مكة شد ، وچون به خانهء حضرت فاطمه عليها السّلام داخل شد ديد
هامش
( 1 ) . از احرام خارج شود .