تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1373

مساهمون:

ص١٣٧٣
كلينى به سندهاى صحيح وحسن از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بعد از هجرت ده سال در مدينه ماند وحج بجا نياورد تا آنكه در سال دهم حق تعالى اين آية را فرستاد
وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَعَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ . لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ
« 1 » يعنى : « ندا در ده در ميان مردم به حج وبطلب ايشان را بسوى آن تا بيايند بسوى تو در حالتي كه پيادگان باشند وسواران باشند بر هر شتر لاغرى وآيند بسوى تو از هر درهء عميقى يا از هر راه دورى تا حضار شوند منفعتهاى خود را براي دنيا وعقبى » ، پس امر كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم مؤذنان را كه اعلام نمايند مردم را به آوازهاى بلند به آنكه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در اين سال به حج مىرود ، پس مطّلع شدند بر حج رفتن آن حضرت هر كه در مدينه حاضر بود ودر أطراف مدينه واعراب باديه . وحضرت نامه‌ها نوشت بسوى هر كه داخل شده بود در اسلام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ارادهء حج دارد پس هر كه طاقت حج دارد حاضر شود ؛ پس همه حاضر شدند براي حج آن حضرت ودر همه حال تابع آن حضرت بودند ونظر مىكردند كه آنچه آن حضرت بجا مىآورد بجا آورند وآنچه مىفرمايد أطاعت نمايند . وچهار روز از ماه ذىقعده مانده بود كه حضرت بيرون رفت ، چون به ذي الحليفة رسيد أول زوال شمس بود ، پس مردم را امر فرمود موى زير بغل وموى زهار را ازاله كنند وغسل نمايند وجامه‌هاى دوخته را بكنند ولنگى وردائي بپوشند ، پس غسل احرام
هامش
( 1 ) . سورهء حج : 27 و 28 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1373 | العلامة المجلسي