مجمل وچه مفصل ، پس شما از كجا مىگوئيد كه أو پيغمبر وارث وحاشر نيست وبر كافهء عالميان مبعوث نيست ؟
ايشان در جواب گفتند : تو خود مىدانى وما مىدانيم وشك نداريم كه حجت حق تعالى برطرف نمىشود ، واين حكمي است كه حق تعالى مقرر ساخته است كه هميشه جارى باشد آن ، ودنيا از حجت خالى نبوده باشد تا شب وروز باشد ، وتا دو كس بمانند مىبايد كه يكى از ايشان حجت الهى بوده باشد بر ديگرى ، وما نيز پيش از اين گمان داشتيم كه آن حجت محمد بوده باشد وأو اين دين را برپا دارد ، پس چون حق تعالى فرزندان نرينهء أو را برد وأو را عقيم ساخت دانستيم كه أو نيست زيرا كه محمد بىنسل است وحجت الهى وپيغمبر وخاتم پيغمبران بىنسل نيست به گواهى حق تعالى كه در كتب منزله فرستاده است ، پس دانستيم آن پيغمبر خواهد بود كه خواهد آمد وباقي خواهد بود بعد از محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه مشتق است اسم أو از نام محمد ، وأو احمدى است كه مسيح عليه السّلام خبر داده است به نام أو ونبوت ورسالت وخاتمهء أو وآنكه فرزند قاهرش پادشاه عالم خواهد بود وهمهء مردمان را بر دين أعظم الهى خواهد داشت ، وبر دست أو اين امر جارى نخواهد شد بلكه از ذريت أو وعقب أو مالك خواهد شد كل شهرهاى زمين را وآنچه ما بين شهرها است از بحر وبر مسلّم بىمعارض ، واينك شاهدند بر اين مدّعا علماء كه همگى انجيلها را در حفظ دارند وما پيش از اين سخنان را بر وجه كمال گفتيم وتازه بيان كرديم ، ديگر چه حاجت دارى به تكرار آن ؟
پس حارثه گفت : ما وشما همه دانستيم ومىدانيم اين مطالب را وليكن تكرار بواسطهء آن است كه اگر كسى فراموش كرده باشد ، متذكر شود ، واگر كسى تقصير نموده باشد ، بازگشت كند ، وخاطرها جمع شود ؛ شما ذكر كرديد كه دو پيغمبر مبعوث خواهند شد از عقب مسيح عليه السّلام تا روز قيامت وگفتيد كه : هر دو از فرزندان حضرت اسماعيلند ، أول ايشان مبعوث مىشود در مدينه ودوم ايشان عاقب است كه احمد است ، اما محمد كه از قريش است اين است كه در مدينه متوطن است پس ما به أو اعتقاد وايمان داريم ، وبحق خداوند معبود كه همان است احمدى كه در كتابهاى حق تعالى است ، وآيات الهى بر آن
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1328
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٢٨