نزاع در آن داشتند از وصف حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وأحوال آن حضرت ، ومردمانى كه در آنجا حاضر بودند همگى متوجه بودند كه از آنجا چه چيز ظاهر مىگردد ، پس ديدند در مصباح دوم از فصلهاى آن كه نوشته بود :
بسم اللّه الرحمن الرحيم ، منم آن خداوندى كه بجز من خداوندى نيست ، زندهام به ذات خود وعالميان را موجود گردانيدهام وزندگانى همه از من است ، هر زماني را بعد از زماني مقرر فرمودهام ، ودر هر امر حق وباطل را ظاهر گردانيدهام ، وموافق ارادهء خود هر سببي را سببيت دادهام وهر دشوارى به قدرت من رام شده است ، پس منم خداوند بزرگوار نيكو كردار بخشايندهء مهربان ، مىبخشم ومىبخشايم ، پيشى گرفته است رحمت من بر غضب من وعفو من بر عقوبت من ، بندگان خود را آفريدم از جهت آنكه عبادت وبندگى كنند مرا وحجت خود را بر همگى تمام كردم ، بدرستى كه خواهم فرستاد بسوى ايشان پيغمبران خود را وخواهم فرستاد بسوى ايشان كتابهاى خود را از زمان أول بشر كه حضرت آدم است تا منتهى مىشود به احمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم پيغمبر من ، وآن پيغمبرى است كه مىفرستم بر وى صلوات ورحمتهاى خود را وو جا مىدهم در دل أو بركتهاى خود را وبه أو كامل مىگردانم پيغمبران وبيمكنندگان خود را .
پس حضرت آدم عليه السّلام عرض كرد : خداوندا ! آن پيغمبران كيستند واحمدى كه أو را رفعت دادى وبزرگوار گردانيدى از ايشان كيست ؟
حق تعالى فرمود : همگى از ذرّيّهء تو خواهند بود واحمد آخر ايشان خواهد بود .
آدم عليه السّلام عرض كرد : الهى ! ايشان را بواسطهء چه مىفرستى ومبعوث مىگردانى ؟
حق تعالى فرمود : همه را بواسطهء توحيد ويگانه دانستن خود مىفرستم ، وسيصد وسى شريعت به ايشان خواهم فرستاد وهمه را از براي احمد تمام مىكنم ، ومقرر فرمودم هر كه به نزد من آيد با شريعتي از اين شرايع با ايمان به من وايمان به پيغمبران من كه أو را داخل بهشت كنم .
پس در آنجا ذكر كرده بود چيزها كه مجملش اين بود كه : حق تعالى به آدم عليه السّلام شناسانيد پيغمبران را وساير ذرّيّهء أو را ، وحضرت آدم همه را ديد تا آنكه نظر كرد به نوري
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1331
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٣١