وتعالى انس مىدهد أو را به عزت وبزرگى در حيات دنيا ومىرسد به سعادت عقبى .
پس رو به عاقب كرد از روى عتاب وگفت : اى أبو واثلة ! گفتى كه رد كنندهء سخن تو بيشتر از قبول كنندهء آن است ! بحقّ خدا قسم كه تو سزاوارى كه كسى اين سخن را از تو نقل نكند ، بدرستى كه تو مىدانى وما همه اتباع إنجيل مىدانيم آنچه حضرت عيسى در ميان حواريان گفت وهر كه مؤمن است از قوم عيسى مىداند ، وآنچه تو گفتى تقصيري بود كه از تو واقع شد كه دفع وتلافى آن نمىكند مگر توبه واقرار كردن به آنچه انكار كردى .
پس چون سخن را به اينجا كشانيد رو به جانب سيد گردانيد وگفت : هيچ شمشيرى نيست كه خطا نكند ، وهيچ عالمي نيست كه لغزشى نداشته باشد ، پس هر كه از خطاى خود برگردد أو سعادتمندى است كه راه راست يافته است ، وآفت در آن است كه بر خطاى خود مصر بمانند ؛ بيان كردى كه بعد از حضرت عيسى دو پيغمبر خواهند آمد ، كجا در صحف الهى اين سخن واقع شده است ؟ آيا نمىدانى به آنچه به آن خبر داد حضرت عيسى در ميان بني إسرائيل وگفت : چگونه خواهد بود حال شما وقتي كه بروم نزد پدرم وپدر شما وبعد از زماني چند بيايند راستگوئى ودروغگوئى ؟
گفتند : يا عيسى كيستند اينها ؟ گفت : پيغمبرى از ذريت حضرت إسماعيل عليه السّلام بيايد ودروغگوئى از بني إسرائيل بيايد ، پس راستگو مبعوث باشد به رحمت وجنگ وأو را پادشاهى وسلطنت بوده باشد تا دنيا بوده باشد ، واما دروغگو پس أو را لقبى است مسيح دجال ، اندك زماني ملك وپادشاهى أو بوده باشد پس حق سبحانه وتعالى أو را بكشد به دست من وقتي كه من باز به دنيا آيم .
پس حارثه گفت : اى قوم ! حذر مىفرمايم شما را از افعال پيشينيان شما از يهود كه ايشان را بيم كردند وگفتند : دو مسيح خواهد آمد : يكى مسيح رحمت وهدايت وديگرى مسيح ضلالت ، وبواسطهء هر يك علامتي گفتند ، پس يهودان انكار نمودند مسيح هدايت را وتكذيب أو نمودند وايمان آوردند به مسيح ضلالت كه دجال است وانتظار أو مىكشند ، وچنين فتنهاى برپا كردند ودر ساير چيزها كتاب الهى را پس پشت خود انداختند وپيغمبران خدا را شهيد كردند وكساني را كه به امر الهى ايستاده بودند به عدالت ، كشتند ،
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1315
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣١٥