تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1311

مساهمون:

ص١٣١١
بسيارى را بىشوهر كنيم يا خون ما نزد محمد ريخته شود ، وما با أو جنگ مىكنيم تا حق سبحانه وتعالى به هر كه خواهد نصرت بدهد . پس سيد رو به أو كرد كه : اى أبو سبره ! رحم كن بر خود وبر ما همه كه هرگاه ما يك شمشير از غلاف بيرون آوريم از آن طرف شمشيرها كشيده خواهد شد ، بدرستى كه همهء عرب مطيع ومنقاد محمد شده‌اند وتمام قبايل زمام انقياد خود بدست أو داده‌اند وحكم أو جارى شده است بر أهل شهرها وصحراها ، وپادشاه عجم وقيصر روم از أو در حسابند ، شما چه باشيد كه معارض أو شويد ؟ ! عن‌قريب شما وهر كه با شما به جنگ أو رويد تمام مستأصل خواهيد شد كه ديگر نام شما را كسى نخواهد برد ومانند خاشاكى خواهيد گرديد كه بر روى سيلاب باشد يا پارچه گوشتى كه بر روى سنگ انداخته باشند . ودر ميان ايشان مردى بود كه أو را جهير بن سراقهء بارقى مىگفتند واز زنادقهء نصارى بود وأو را نزد پادشاهان نصارى منزلت عظيم بود ودر نجران ساكن مىبود ، پس سيد به أو گفت كه : اى أبو سعاد ! تو نيز در كار ما سخنى بگو ورأى خود را به كار ما فرما كه اين مجلسي است كه بر اين مجلس وقايع عظيمه مترتب مىشود . پس أو گفت : رأى من آن است كه به نزد محمد برويد وأطاعت نمائيد أو را در بعضي از چيزهائى كه از شما مىخواهد ، ورسل ورسايل بفرستيد به پادشاهان نصارى خصوصا به پادشاه عظيم‌تر قيصر روم وبسوى پادشاهان سياهان پادشاه نوبه وپادشاه حبشه وپادشاه علوه وپادشاه رعا وپادشاه راحات ومريس وقبط وهمهء اينها نصرانيند ، وهمچنين بفرستيد بسوى شام ونصاراى آن جانب از پادشاهان غسان ولخم وجذام وقضاعة وغير ايشان كه همه هم دين شمايند وخويشان ودوستان شمايند ، وهمچنين بفرستيد به جانب أهل حيره از عباد وغير آن وجمعى كه ميل به دين ايشان كرده‌اند از قبايل تغلب بنت وايل وغير اينها از ربيعة بن نزار ، پس بايد كه رسل ورسايل به اين جوانب بفرستيد وايشان را به مدد دين خود طلب نمائيد تا از روم لشكر بيايد واز سپاهيان مانند أصحاب فيل متوجه شما شوند ونصرانيان عرب از ربيعه كه در يمن ساكنند بسوى شما آيند ، پس چون از همه جانب مدد بسوى شما آيند در قبايل خود درآييد وبا هر كس كه معاونت ويارى شما كند