وغضب خدا پياپى نازل شود تا روز قيامت « 1 » .
وأيضا سيد ابن طاووس گفته است : روايت به ما رسيده است به أسانيد صحيحه كه داريم بسوى كتاب أبو المفضل شيبانى كه در قصهء مباهله نوشته است وكتاب ابن اشناس بزاز كه در عمل ذيحجه نوشته است كه ايشان به سندهاى معتبر روايت كردهاند كه : چون حضرت سيد كاينات صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فتح مكهء معظمه نمودند وهمگى عرب مطيع ومنقاد آن حضرت شدند وآن حضرت رسل ورسايل به كافهء عالميان فرستادند خصوصا پادشاه عجم وقيصر روم وايشان را دعوت به دين اسلام نمودند ، ودر نامه درج ساختند كه اسلام آورند يا قبول كنند كه جزيه بدهند وذليل باشند ويا مهياى حرب شوند .
چون اين خبر به نصاراى نجران رسيد وبه جماعتى كه در حوالي ايشان بودند از بنى عبد المدان وفرزندان حارث بن كعب وبه كساني كه به ايشان ملحق بودند از ساير مردمان با اختلاف مذاهب ايشان در دين نصرانيت از اروسيه وسالوسيه وأصحاب دين الملك ومارونيه وعباد ونسطورية همگى خائف وترسان شدند وبا نهايت كثرت وجمعيت ، دلهاى ايشان پر از ترس ورعب شد ، ودر اين خوف بودند كه ناگاه فرستادگان حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم به نزد ايشان رسيدند با نامهء آن حضرت ، ورسولان آن حضرت عتبة بن غزوان وعبد اللّه بن أبي أمية وهدير بن عبد اللّه تيمي وصهيب بن سنان نمرى بودند كه از جهت دعوت ايشان به اسلام آمدند .
ودر نامهء نامى آن حضرت نوشته بود كه بايد همگى مسلمان شوند ، پس اگر أجابت نمايند همگى برادران مايند در دين ، واگر ابا كنند وتكبر ورزند ومسلمان نشوند بايد كه مقرر سازند كه از روى خوارى ادا كنند جزيه را بدست خود ، واگر از اين نيز ابا كنند وعناد ورزند پس مهياى حرب عظيم باشند . ودر نامهء ايشان اين آية مكتوب بود
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ
هامش
( 1 ) . سعد السعود 91 - 94 .