وروح مطهرى كه برگزيدهء أو بود وبه أو داد وعيسى چنين مخلوق شد .
پس بعضي از ايشان گفتند : نه ، بلكه عيسى پسر خداست وخداى دوم است ؛ وبعضي گفتند : بلكه خداى سوم است ، پدر وفرزند وروح القدس . ودر اين باب سخنان واهى گفتند ، پس حق تعالى آيات سورهء آل عمران را در جواب ايشان فرستاد ، وچون بعد از ظهور حق ولزوم حجت باز مخاصمه ومجادله ومعانده مىكردند آيهء مباهله نازل شد وايشان قرار دادند كه در روز ديگر با حضرت مباهله كنند ، وچون برگشتند گفتند : فردا نظر كنيم وببينيم كه با چه جماعت به مباهله مىآيد ، آيا با عامهء ناس وأوباش خلق وجماعت بسيار مىآيد يا به روش پيغمبران با جماعت قليلي از نيكان وبرگزيدگان مىآيد .
چون روز ديگر بامداد شد حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام را به جانب راست خود گرفت وحضرت امام حسن وحضرت امام حسين عليهما السّلام از جانب چپ وحضرت فاطمه عليها السّلام را از عقب ، وهمه حلّههاى يمنى پوشيده بودند وبر دوش حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم عباى تنگى بود ، وچون از مدينه بيرون رفت فرمود كه ميان دو درخت را جاروب كردند وعباى مبارك خود را بر روى آن دو درخت پهن كرد وآل عبا را در زير عبا داخل كرد وخود در پيش ايستاد ودوش چپ خود را در زير عبا كرد وتكيه فرمود بر كمانى كه در دست داشت ودست راست خود را براي مباهله بسوى آسمان بلند كرد ومردم از دور نظر مىكردند كه چه خواهد كرد .
چون سيد وعاقب اين حال را مشاهده كردند رنگهاى ايشان زرد شد وپاهاى ايشان لرزيد ونزديك شد كه مدهوش شوند ، پس يكى از ايشان به ديگرى گفت : آيا با أو مباهله مىكنيم ؟
ديگرى گفت : مگر نمىدانى كه هر گروه كه با پيغمبر خود مباهله كردند البتة صغير وكبير ايشان هلاك شدند ؟ ! وليكن خود را به أو چنان بنما كه ما پروائى از مباهلهء تو نداريم ، وهر چه خواهد از مال وسلاح قبول كن به أو بدهى كه چون مدار أو بر جنگ است احتياج به سلاح وحربه دارد وبگو به أو از روى تحقير كه : تو با اين جماعت آمدهاى كه با
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1305
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٠٥