تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1291

مساهمون:

ص١٢٩١
بسيار غمگين بود تا آنكه آثار اندوه از روى مبارك آن حضرت ظاهر شد واز بسيارى اندوه به نزد زنان خود نمىرفت ، پس مردم را گمان شد كه شايد حق تعالى خبر فوت خودش را به أو رسانيده باشد يا مرضى آن حضرت را عارض شده باشد كه مردم بر آن اطلاع نداشته باشند ، پس صحابه أبو ذر را گفتند : ما منزلت تو را نزد حضرت رسول مىدانيم وآثار اندوه بسيار در آن حضرت مشاهده مىكنيم وسبب آن را نمىدانيم ، مىخواهيم كه سبب آن را از آن حضرت سؤال نمائى . پس أبو ذر به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد واز سبب آن حال سؤال نمود وگفت كه : صحابه گمان مىكنند كه خبر وفات شما به شما رسيده است ، يا آنكه خبر بدى براي اين امّت جبرئيل آورده است ، يا آنكه مرضى وشدتي شما را عارض شده است . حضرت فرمود : خبر وفات من به من نرسيده است ومىدانم كه مرا مىبايد مرد واز مردن پروا ندارم ودر امّت خود بغير نيكى چيزى نمىيابم ودر خود مرضى هم نمىيابم وليكن شدت اندوه من براي علي بن أبي طالب است كه وحى در باب أو به من نرسيده ونمىدانم چه بر سر أو آمده است ، وبدرستى كه حق تعالى در باب على نه خصلت به من داده است : سه خصلت از براي دنياي من ، وسه خصلت براي آخرت من ، ودو خصلت كه از آنها ايمنم ، ويك خصلت كه از آن ترسانم . اما سه خصلت دنيا : پس پوشانندهء عورت من است بعد از من ، وقائم به امر أهل من است ، ووصى من است در امّت من ؛ واما سه خصلت آخرت : پس چون در روز قيامت لواى حمد را به من دهند من به أو تسليم نمايم كه از أو براي من بردارد ، واعتماد كنم بر أو در مقام شفاعت ، ويارى كند مرا در برداشتن كليدهاى بهشت ؛ واما دو خصلت كه ايمنم از آنها : پس بعد از من گمراه نشود ، وكافر نگردد ؛ واما آنچه بر أو مىترسم : پس مكر قريش است بر أو بعد از من « 1 » . وعادت آن حضرت چنان بود كه چون از نماز صبح فارغ مىشد رو به قبله مىداشت
هامش
( 1 ) . در مصدر چنين ذكر شده است : « سه خصلت از براي دنياي من ، ودو خصلت از براي آخرت من ، ودو خصلت كه از آنها ايمنم ، ودو خصلت كه از آن ترسانم » ونيز ذكر نشده است كه چيستند اين خصلتها ، وآنچه در اينجا ذكر شده است مطابق آنچه در امالى شيخ طوسي 209 ومناقب ابن شهرآشوب 3 / 303 مىباشد .