حضرت فرمود : آيا مىخواهيد كه حق تعالى شما را از ديدهء ايشان مستور گرداند وسايهء شما را برطرف كند كه سايهء شما را نبينند وشما را نوري مانند نور ماه كرامت كند كه در ماهتاب شما را احساس نكنند ؟
گفتند : بلى يا رسول اللّه .
حضرت فرمود : صلوات فرستيد بر محمد وآل طيبين أو واعتقاد كنيد كه بهترين آل محمد ، علي بن أبي طالب است ؛ وتو اى زبير به خصوص بايد كه اعتقاد كنى كه على در ميان هر گروه باشد أو سزاوارتر است به ولايت بر ايشان از ديگران وديگرى را نيست كه بر أو تقدم جويد . چون چنين كنيد از نظر ايشان پنهان مىشويد تا به سايهء قصر ايشان برسيد پس حق تعالى آهوها وبزهاى كوهى وگاوهاى صحرائى را خواهد فرستاد كه شاخهاى خود را بر دروازهء قلعه أو بمالند ، چون أو صداى وحشيان را خواهد شنيد خواهد گفت : كيست كه برود وسوار شود واينها را براي ما شكار كند ؟ پس زن أو خواهد گفت :
زنهار كه ارادهء بيرون رفتن نكنى كه محمد نزديك قلعهء تو فرود آمده است ومن أيمن نيستم از آنكه جمعى را فرستاده باشد كه تو را غافل كنند وبگيرند ، أو در جواب خواهد گفت : كه جرأت مىكند در اين ماهتاب از لشكر محمد جدا شود وبسوى قلعهء ما بيايد وحال آنكه مىدانند كه جاسوسان وديدهبانان ما در كمين ايشانند واگر كسى در حوالي قصر مىبود اين حيوانات وحشى به نزديك قصر نمىآمدند ، پس به زير خواهد آمد از قصر خود وسوار خواهد شد كه آنها را شكار كند وآنها خواهند گريخت وأو از عقب آنها خواهد تاخت ، پس شما أو را تعاقب كنيد وبگيريد وبه نزد من آوريد .
چون ايشان متوجه قصر أو شدند وبه پاى قصر أو رسيدند آنچه حضرت فرموده بود واقع شد ، وچون گرفتند أو را گفت : من حاجتي دارم بسوى شما .
گفتند : بگو حاجت خود را كه هر حاجت كه دارى روا مىكنيم بغير آنكه سؤال كنى كه تو را رها كنيم .
گفت : حاجت من آن است كه جامههاى مرا بكنيد وشمشير وكمربند مرا بگيريد ومرا با پيراهن تنها بسوى محمد ببريد شايد چون مرا بر اين حال ببيند بر من ترحم كند . پس
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1276
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٧٦