وقصهء أبو عامر چنان بود كه أو در جاهليت رهبانيت اختيار كرده بود وپلاس پوشيده بود ، چون حضرت بسوى مدينه هجرت نمود آن ملعون تحريص كافران بر جنگ آن حضرت مىنمود وأنواع اذيتها به آن حضرت مىرسانيد ؛ وبعد از فتح مكة كه اسلام قوت يافت أو بسوى طايف گريخت ، وچون أهل طايف مسلمان شدند از طايف گريخت وملحق به شام شد واختيار دين نصرانيت كرد ، وأو پدر حنظله بود كه در جنگ أحد شهيد شد وملائكة أو را غسل دادند ، پس آن ملعون به نزد منافقان مدينه فرستاد كه : مستعد شويد ومسجدى بنا كنيد كه در آن مسجد جمعيت نمائيد كه من مىروم به نزد قيصر پادشاه روم واز أو لشكرى مىگيرم وبسوى مدينه مىآورم كه محمد را از مدينه بيرون كنم .
پس منافقان مدينه منتظر آمدن آن ملعون بودند چنانكه حق تعالى اشاره فرمود ، پس آن ملعون پيش از آنكه به پادشاه روم برسد به جهنم واصل شد ، پس حق تعالى نهى كرد حضرت رسول را از آنكه در مسجد ايشان نماز كند وفرمود
لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ . أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ . لا يَزالُ بُنْيانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« 1 » يعنى : « مايست براي نماز گزاردن در آن مسجد هرگز ، البتة مسجدى كه بنا شده است بر پرهيزكارى از روز أول - يعنى مسجد قبا - سزاوارتر است به آنكه قيام نمائى در أو ، ودر آن مسجد مردانى چند هستند دوست مىدارند كه خود را پاكيزه گردانند وخدا دوست مىدارد آنان را كه خود را پاك وپاكيزه مىدارند ، آيا كسى كه بنا كند بنيان أمور دين خود را بر پرهيزكارى از خدا وطلب خشنودى أو بهتر است يا آن كس كه بنا نهد بنيان أمور دين خود را بر كنار رودى كه زيرش به مرور سيل تهى شده باشد ومشرف بر فرود آمدن شده باشد ، پس آن زمين سست فرو ريزد با آن بنائي كه بر آن ساخته شده در آتش جهنم وخدا هدايت نمىنمايد گروه
هامش
( 1 ) . سورهء توبه : 108 - 110 .