تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 1273

مساهمون:

ص١٢٧٣
نمود كه : حق تعالى بسوى من وحى فرستاده است كه من بر أكيدر ظفر خواهم يافت وبا أو صلح خواهم كرد كه هر سال هزار اوقيه طلا با دويست حله در ماه صفر وهزار اوقيه طلا با دويست حله در ماه رجب به جزيه بدهد وبعد از هشتاد روز به سلامت به مدينه بر خواهند گرديد . پس حضرت به أصحاب خود فرمود : حضرت موسى چون از ميان قوم خود بيرون رفت وبه جانب طور ايشان را چهل شب وعده داد ، من شما را هشتاد شب وعده مىدهم وبعد از هشتاد شب به سلامت وغنيمت يافته وظفر يافته بىجنگى وبىآنكه آزارى به احدى از أصحاب من رسيده باشد بسوى مدينه بر خواهم گرديد . چون منافقان اين سخن را شنيدند گفتند : بخدا سوگند كه نه چنين است وليكن اين آخر شكستهاى اوست كه بعد از اين به اصلاح نخواهد آمد ، بدرستى كه بعضي از أصحاب أو در اين راه از گرما وبادهاى سموم وآبهاى ناگوار خواهند مرد وهر كه از أصحاب أو از اين بلاها نجات بيابد در دست لشكر أكيدر كشته ومجروح وأسير خواهد گرديد . ومنافقان آمدند به خدمت آن حضرت وعذرها اظهار مىكردند در نرفتن به آن جنگ ، پس بعضي اظهار بيمارى خود مىكردند ، وبعضي اظهار بيمارى عيال خود مىنمودند ، وبعضي شدت گرما را عذر خود مىساختند ، وبه اين عذرها از حضرت رخصت مىطلبيدند وحضرت ايشان را مرخص مىفرمود . پس چون عزم آن حضرت بر رفتن بسوى تبوك به حد جزم رسيد منافقان در مدينه مسجدى بنا كردند براي آنكه در آن مسجد جمع شوند براي تدبيرات باطل خود وچنان بنمايند به مردم كه ما از براي نماز در اينجا جمع مىشويم ، پس جماعتى از ايشان به خدمت حضرت آمدند وگفتند : يا رسول اللّه ! خانه‌هاى ما از مسجد تو دور است وما كراهت داريم از آنكه نماز را بغير از جماعت ادا كنيم وبر ما دشوار است حاضر شدن به مسجد تو ، وبه اين سبب مسجدى از براي خود بنا كرده‌ايم ، اگر مصلحت دانى بيا ودر مسجد ما نماز كن تا مسجد ما ميمنت وبركت بهم رساند وچون ما در آن مسجد نماز كنيم از بركت تو محروم نباشيم . پس حضرت به ايشان اظهار نفرمود آنچه خدا أو را خبر داده بود از كفر ونفاق